مقالات و زیبایی های ریاضی

سفر به دانشگاه کالاسینگام در هند

 با سلام

در این پست می خواهم در مورد سفر به هند و شرکت و اراپه مقاله در هشتمین کارگاه بین المللی برچسب گذاری گرافها در مرکز ریاضیات گسسته دانشگاه کالاسینگام هند بنویسم:-)

یکشنبه شب ۳۰ نوامبر ۲۰۱۴ بوسیله قطار به سوی تهران راه افتادم و در قطار خوب خوابیدم و ساعت ۷ به تهران رسیدم. ساعت ۱۰:۵۰ به طرف دوحه پرواز کردم. اکثر هواپیما خالی بود! نزدیک به ۲ ساعت بعد به فرودگاه دوحه که فرودگاهی شیک، باکلاس و بزرگ است رسیدم. ۷/۵ ساعت تا پرواز وقت داشتم. ابتدا بازدیدی از فروشگاهها داشتم. سپس از اینترنت خوب آنجا حسابی استفاده نمودم. ۴/۵ ساعت در پرواز دوحه به تریوندرم بودم و ساعت ۳ صبح به تریوندرم رسیدم. بعد از تحویل گرفتن بار، کمی ارز را تعویض کردم که حس نمودم طبق معمول صرافیهای فرودگاههای بین المللی کلاه بر سرم رفت اما چاره ای نبود چرا که در یزد روپیه پیدا نکرده بودم! من باید به دانشگاه کالاسینگام میرفتم. دانشگاهی که در یک دهکده کوچک به نام کریشناکویل قرار داشت که  اکثرا نمی دانستند کجاست!! با آژانسی که در فرودگاه بود صحبت نمودم. گفت با ۴۳۰۰ روپیه میرسی. من هم چاره ای ندیدم و گفتم پول برا همین جاها خوبه!! یک سواری تویوتا گرفتم! چشمتان روز بد نبینه. جاده های باریک و بسیار خطرناک ترمزهای پی در پی و بوقهای ممتد از چیزهایی بود که برایم بسیار عجیب بود. چندین بار از صندلی عقب که دراز کشیده بودم افتادم!!!! واقعا ترسناک بود.  بگذریم. با هزار بدبختی و راز و نیاز و صلوات رسیدیم دم هتل دانشگاه. یادم رفت که بگم جاده اینقدر پیچ در پیچ بود که من که تقریبا شبیه مارکوپولو هستم و خیلی مسافرت میروم و تقریبا همه مدل وسیله ای سوار شده بودم نزدیک بود بالا بیارم (گلاب به روتون!).   

پذیرش هتل مرا تحویل گرفت و گفت تا چند دقیقه دیگه اتاق آماده میشه و تو این فاصله گفت که صبحانه بخورید!!! وق!‌ عجب صبحانه ای!! بنده خدا دوید و برام شیر و نون و کره آورد و من چند لقمه ای خوردم. اما چون حال مساعد نداشتم خیلی نخوردم. ناهار هم برای روز اول فقط برنج شفته خوردم!! گذشت و کنفرانس روز چهارشنبه صبح آغاز شد. جالب بود. مراسمی را برگزار کردند که در نوع خودش جالب و دیدنی بود و ما باید از این رنگهای سرخ گل به پیشونیمون می مالیدیم. پروفسور کوه (سوپروازر سوپروایزرم)کمی دیر اومد ولی خداییش وقتی اومد رییس دانشگاه خیلی تحویلش گرفت. من همون عصر روز اول ساعت ۱۶:۲۰ مقاله ام را ارایه دادم و در اولش همه را به ایران دعوت کردم. تو ذهنمه که اگه میشد چه خوب بود کارگاه بعدی برچسب گذاری در یزد و یا حداقل در ایران باشه. واقعا جای کنفرانسهای بین المللی خالیه. غروب ساعت ۶ ما رو بردند که از تمپلی که در این ده کوچکشان قرار داشت و ساختش به ۳۰۰۰ سال قبل برمیگرده بازدید کنیم. وقتی رسیدیم، باید کفشها و جورابهامون رو در میاوردیم و تا محل که ۱۰۰۰ متری بود پا لختی بریم!! و این بود که من برای اولین بار در عمرم خیابانی و کوچه ای را پا لختی راه رفتم. راستش حس بدی هم نبود! خدا می دونه چقدر این هندیها آلودگی صدا دارند!!! همش دارند بوق میزنن. فک کنم تو هند قیمت وسیله نقلیه را از روی بوقش تشخیص میدن!! دو تا گاو هم تو معبدشون بود .... روز بعد یعنی پنج شنبه هم در سخنرانیهای صبح و بعد از ظهر شرکت کردم و واقعا برخی سخنرانی ها خوب بودند. من از جمله کسانی بودم که بعد از سخنرانی یا سوال می پرسیدم یا ایده میدادم و یا هردو. عصر پنج شنبه در سالن آمفی تیاتر دانشگاه برامون مراسم رقص هندی برگزار کردند که اکثرا بر اساس داستانهای قدیمی و افسانه های قدیم صورت می گرفت. در آخر مراسم ما را به زور بالای سن بردند تا با هنرمندان عکس بگیریم و این هم یادگاری بسیار جالبی بود. این رو هم بگم واقعا فقیر در هند بسیار زیاد است و برخی اوقات کارگران فقیر را که میدیدم به یاد برده های تو فیلمها میافتادم. نمیدونم چی بگم.

روز سوم پروفسور کوه سخنرانی داشت که واقعا جالب بود. در بین سخنرانی ایشون برق رفت (این رفت و آمد برق هم دست از سر کشورها و مناطق نه چندان توسعه یافته بر نمیداره!!) دید باید چه کنه؟!! زد به زیر آواز. خیلی خیلی جالب بود. همه براش به مدت زیادی کف زدند و من بعد از سخنرانی ایشون گفتم که ایشون پروفسور آواز خوان هستند و میتونید فیلمش را در یوتیوب ببینید. راستی یادم نره بگم که خداییش هندی ها خیلی مودب هستند، مخصوصا نسبت به بزرگترها و والدین و استاد. روز شنبه نیز سخنرانیها برگزار شد (تا ظهر) و کنفرانس به پایان رسید. از هتل ۳ عصر راه افتادم. کمی شهر تریوندروم را گشتم و ساعت ۴ صبح یکشنبه به دوحه و ساعت ۷:۲۰ به تهران پرواز کردم. ساعت ۱۰ صبح به فرودگاه امام رسیدم. 

سخنرانی من در مورد   A-barycentric magic labelings of graphs بود. از دیگر سخنرانیهای خوب می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 Group-valued edge labelings of graphs, coverings, and applications in maps and extremal graphs

New Classes of Graceful Unicyclic Graphs

A Survey of Irregularity Strength

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت 9:58  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام

 

خوشحالم به اطلاع برسانم خبرنامه شماره ۱۴۰ انجمن ریاضی ایران که بخش اعظم آن به برندگان مدال فیلدز پرداخته شده (بالاخص دکتر میرزاخانی) منتشر شد. خبرنامه را از لینک زیر دریافت نمایید:

http://ims.ir/files/publications/newsletter/ims_newsletter_140.pdf

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 17:45  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام و عرض ادب

 

خوشحالم به اطلاع برسانم که بزودی شماره اول نشریه علمی پژوهشی دانشکده ریاضی دانشگاه یزد به انتشار خواهد رسید. فعلا مقالات را در قسمت Article in press قرار داده ام و قابل دسترس هستند. امید است با همکاری اساتید و پژوهشگران بتوانیم این ژورنال را به یک ژورنال خوب تبدیل کنیم. برای اطلاعات بیشتر لینک زیر را ملاحظه نمایید:

 

http://as.yazd.ac.ir/

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آبان 1393ساعت 10:52  توسط سعید علیخانی  | 


این سوال خیلی هاست که در دوره کارشناسی ارشد چه باید آموخت؟ پیرو وبلاگ قیل و قال علم و با تغییر، مطلب زیر را می آورم:

از خیلی اساتید سئوال می شود که انتظار دارید دانشجوی کارشناسی ارشد چه مهارت هایی را بیاموزد. در زیر جواب مرا برای دانشجوی ارشد (مخصوصا گرایش گراف و ترکیبیات) می بینید.

 ۱) تسلط بیشتر به دروس پایه نظیر مبانی ترکیبیات، جبر خطی و مقدمه ای بر گراف و....

۲) آشنایی و تسلط بر نرم افزارهای ریاضی نویسی همچون لاتک، فارسی تک، زیپرشین و...

۳) آشنایی نسبی با نرم افزارهای ریاضی همچون Maple و Matlab

۴) مهارت بیشتر در خواندن، نوشتن و حتی کمی صحبت کردن به زبان انگلیسی

۵) مهارت نوشتن متن علمی از قبیل پایان نامه، پیشنهاد علمی (پروپوزال) گزارش, چکیده و...

۶) مهارت های مربوط به ارائه مطلب به صورت سخنرانی پوستر و.... من عقیده دارم که یک فارغ التحصیل ارشد حداقل باید در یک کنفرانس شرکت و حتی الامکان مقاله داشته باشد. (هرچند آن مقاله نتایج کم و ضعیفی داشته باشد)

 ۷) به دست آوردن ذهنیت خواندن مقاله پژوهشی . خواندن مقاله پژوهشی با خواندن کتاب درسی فرق دارد. شما کتاب درسی را می خوانید تا یک مطلب تثبیت شده وجا افتاده را یاد بگیرید. اما مقاله پژوهشی را می خوانید تا چیزی خود در این راستا به دانش بشری اضافه کنید. این دو ذهنیتی متفاوت می خواهند. روش های متفاوتی دارند. آشنا شدن با این روش ها باید در دوران کارشناسی ارشد صورت گیرد. من خودم سعی می کنم به قول معروف لب مطلب را بفهمم:-) البته این شاید برای شروع خوب نباشد.!:-)

 ۸) گذار از مرحله به کار بردن عباراتی نظیر "دانشمندان نشان داده اند که....." به مرحله به کار بردن عباراتی نظیر " فلان گروه در مقاله ی بهمان با فرض .... نشان داده شده اند که.... اگر این فرض را با فرض بهمان جایگزین کنیم خواهیم دید ....." تفاوت این دو دیدگاه بسیار هست.. کسی که در پایان نامه اش می نویسد "دانشمندان نشان داده اند...." هنوز در این تصور هست که دانشمندان یک سری موجودات غریب هستند و نتایج را با روش های مرموز (که او از آنها هرگز سر در نخواهد آورد) از آستین بیرون می کشند.!! اما کسی که از جمله بندی دوم استفاده می کند "دانشمندان" را افرادی عادی می داند. به کارشان با دقت و به روش علمی رفرنس می دهد اما روش رسیدن به نتایج آنها را هم درک می کند. پیش فرض هایشان را در نتیجه گیری می تواند بر شمارد و نیز قادر هست خود با تغییر پیش فرض ها و... به استنتاج بپردازد. به طور کل بالا بردن اطلاعات در زمینه کار پژوهشی شما و داشتن اطلاعات عمومی و شناخت افراد برتر در ان زمینه بسیار خوب و مفید است.

۹ ) فرهنگ شرکت در همایش ها سمینار ها و آموختن فرهنگ و روال ثبت نام در آنها

۱۰) آموختن فرهنگ نامه نگاری و ای-میل فرستادن به منظور کارها وهماهنگی های آکادمیک. خود این ایمیل نوشتن ها هم عالمی دارد:-) بالاخص نوشتن ایمیل با نهایت ادب و احترام مهم است.

۱۱) هنوز دانشجویان ارشد زیادی هستند که مستقل بار نیامده اند و حاضر نیستند خود بدون کمک دیگری (و بالاخص استاد!) مسایل خود را حل کنند. واقعا من نگران مغزهای نسل جدیدم اکثرا دست نخورده اند:-) خیلی هاشون با فکر آشنا نشده اند!! سعی کنیم مغزمان را ورزش دهیم.

موفق باشید.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آبان 1393ساعت 23:19  توسط سعید علیخانی  | 

 مدال فیلدز ۲۰۱۴- قسمت دوم

ترجمه و تنظیم: علی نوروزی و سعید علیخانی

دانشکده ریاضی دانشگاه یزد

کار‌های مانجول بارگاوا

تلاش مانجول بارگاوا (Manjul Bhargava) در زمینه‌ی نظریه‌ی اعداد تاثیر شگرفی بر روی این گرایش داشت. وی یک ریاضی‌دان به شدت خلاق است که علاقه‌ی خاصی به مسائل ساده اما بسیار زیبا دارد. وی این مسائل را با ارائه دادن راه‌حل‌های بسیار زیبا و قدرتمند که بینش عظیمی در آن‌ها نهفته است، حل می‌کند.

بارگاوا در هنگام فارغ‌التحصیلی کتاب جاودانه‌ی گاوس با عنوان “کار ریاضیاتی استاندارد بر روی نظریه اعداد(Disquisitiones Arithmeticae)” را مطالعه کرد. تمام ریاضی‌دانان از وجود این کتاب باخبرند اما تعداد کمی از آن‌ها آن را مطالعه می‌کنند. چرا که علامت‌گذاری‌ها و ذات عددی این کتاب، درک آن را برای خواننده‌های امروزی سخت می‌کند. گرچه این کتاب سرچشمه‌ی الهامات بارگاوا بود. گاوس علاقه‌ی زیادی به فرم‌های دودویی درجه‌ی دو که به شکل  هستند، داشت. در این معادله a و b و c اعداد صحیح هستند. گاوس در کتابش قانون بسیار هوشمندانه‌ی ترکیب را ارائه داد که به کمک آن می‌توان از دو فرم دودویی درجه دو به یک فرم سوم دست یافت. این قانون همچنان به عنوان یک ابزار اصلی در نظریه‌ی اعداد جبری باقی مانده است.  بارگاوا پس از خواندن 20 صفحه از محاسبات گاوس که درباره‌ی قانون ترکیب، به این نتیجه رسید که باید راهی بهتر از این وجود داشته باشد.

 

 یک روز، وقتی که وی در حال بازی با مکعب روبیک بود به این راه دست یافت. بارگاوا به این فکر افتاد که هر گوشه‌ی مکعب را با یک عدد برچسب‌گذاری کند و سپس مکعب را تکه کند تا به دو مجموعه‌ی چهار عددی برسد. هر مجموعه‌ی 4-عددی به طور طبیعی تشکیل یک ماتریس می‌دهد. یک محاسبه‌ی ساده با این ماتریس‌ها جواب یک فرم دودویی درجه دو را بدست می‌دهد. اگر هر سه حالت تکه کردن مکعب را در نظر گیریم، سه فرم دودویی درجه دو را بدست خواهیم آورد. بارگاوا مشخصه‌ی هر یک از این سه فرم را بدست آورد(در یک فرم درجه دو، مشخصه، که برخی آن را با نام “تحت علامت مربع ریشه” می‌شناسند، کمیت اصلی است که مربوط به چندجمله‌ای می‌باشد.) وقتی بارگاوا فهمید که همانند قانون ترکیب گاوس، در اینجا نیز مشخصه‌ها با هم برابرند، متوجه شد که یک راه ساده بصری برای بدست آوردن این قانون پیدا کرده است.

وی همچنین متوجه شد که می‌تواند برچسب‌گذاری‌های مکعبی خود را برای معادلات با درجه‌های بالاتر نیز تعمیم دهد(درجه بالاترین توانی است که در یک چندجمله‌ای ظاهر می‌شود. مثلا درجه‌ی چندجمله‌ای ،  3 است.) وی سپس سیزده قانون ترکیب جدید برای چند‌جمله‌ای‌های درجات بالاتر کشف کرد. در زمان وی ریاضی‌دانان به قانون ترکیب گاوس به عنوان یک کنجکاوی نگاه می‌کردند که فقط برای فرم‌های دودویی درجه دو صادق است. قبل از کار‌های بارگاوا هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که قانون‌های ترکیب دیگری برای چندجمله‌ای‌های درجه‌ی بالاتر وجود دارد.

یکی از دلایل مهم بودن قانون ترکیب گاوس این است که این قانون اطلاعاتی در مورد میدان عددی درجه‌ی دو به ما می‌دهد. یک میدان عددی توسط بسط اعداد گویا بدست می‌آید. این بسط باید به شکلی باشد که میدان ساخته شده شامل ریشه‌های گنگ یک چند‌جمله‌ای باشد. اگر این چند‌جمله‌ای از درجه‌ی دو باشد، یک میدان عددی درجه‌ دو بدست می‌آید. درجه‌ی چندجمله‌ای و مشخصه‌ی آن دو کمیت پایه‌ای هستند که به میدان عددی نسبت داده شده اند. گرچه میدان‌های عددی اشیائی پایه‌ای در نظریه‌ی اعداد جبری هستند، هنوز برخی از ویژگی‌های اصلی آن‌ها، مثلا این مطلب که برای یک درجه‌ و یک مشخصه‌ی ثابت، چند میدان عددی موجود است، برای ما ناشناخته هستند. با در دست داشتن این قانون‌های جدید ترکیب، بارگاوا از آنها در جهت مطالعه‌ی میدان‌های عددی استفاده کرد.

در کار‌های گاوس اشاره‌ای ضمنی به مفهوم “هندسه‌ی اعداد” شده است. این مفهوم بعد‌ها توسط هرمن مینکوفسکی  (Herman Minkowski) تکمیل شد. در هندسه‌ی اعداد، می‌توان یک صفحه و یا یک فضای سه بعدی را پوشیده شده توسط یک شبکه در نظر گرفت که نقاط با مختصات صحیح را به نمایش می‌گذارد. اگر یک معادله‌ی درجه دو را در اختیار داشته باشیم، با شمارش شبکه‌ی نقاط صحیح، در یک حیطه‌ی خاص از فضای سه بعدی، می‌توان اطلاعاتی در مورد میدان عددی درجه‌ی دو مربوط بدست آورد. به طور خاص می‌توان از هندسه‌ی اعداد استفاده کرد تا نشان داد، برای مشخطه‌هایی با مقدار مطلق کمتر از X، تقریبا X میدان عددی موجود است. در دهه‌ی 1960 یک رویکرد دیگر توسط هارولد داونپورت(Harold Davenport) و هانس هیلبرون(Hans Heilbronn) منجر به حل این مسئله برای میدان‌های عددی درجه 3 شد. و پس از آن این پیشرفت متوقف شد. به همین دلیل بود که کار بارگاوا مورد استقبال بسیار واقع شد، چرا که وی توانسته بود تعداد میدان‌های عددی درجه‌ سه و چهاری که مشخصه‌ی کراندار دارند را بشمارد. این نتایج از قانون‌های جدید ترکیب وی و ارائه‌ی جدید وی از هندسه‌ی اعداد استفاده می‌کنند. این ارائه‌های جدید قدرت بسیار زیادی به این تکنیک بخشیده‌اند. مسئله برای درجات بالاتر از 5 هنوز باز است و برای حل آن‌ها نمی‌توان از قانون‌های ترکیب بارگاوا استفاده کرد. گرچه این امکان وجود دارد که بتوان با قوانینی مشابه با قوانین ترکیب بارگاوا به این مسائل حمله کرد.

اخیرا بارگاوا و همکارانش با استفاده از بسط وی برای هندسه‌ی اعداد موفق شدند نتایج قابل توجهی در زمینه‌ی خم‌های ابر بیضوی بدست بیاورند. در قلب تحقیقات وی سوال قدیمی “چه زمان یک حساب با چهار عمل اصلی یک عدد مربع بدست می‌دهد” است. یکی از جواب‌هایی که بارگاوا برای این سوال پیدا کرده به طرز شگفت انگیزی ساده است: یک چندجمله‌ای ساده از درجه‌ی حداقل پنج با ضرایب گویا هرگز مقدار مربع نمی‌پذیرد. یک خم ابربیضوی، نموداری با معادله‌ی به فرم   یک چندجمله‌ای با ضرایب گویا است. در صورتی که چندجمله‌ای از درجه‌ی سه باشد به این گراف “ خم بیضوی” گفته می‌شود. خم‌های بیضوی دارای خصوصیات بسیار زیبایی هستند، و تاکنون موضوع بسیاری از تحقیقات علمی بوده‌اند. همچنین این خم‌ها تاثیر زیادی در اثبات قضیه‌ی آخر فرما که توسط اندرو وایلز (Andrew Wiles) ارائه شد، داشته اند.

 

سوال اصلی در مورد خم‌های بیضوی این است که چگونه می‌توان تعداد نقاطی که بر خم واقع هستند و مختصات گویا دارند را شمارش کرد. مشخص شده است که تعداد نقاط گویا به درجه‌ی خم وابسته است. برای خم‌هایی با درجه‌ی 1 و 2 راه‌های موثری برای یافتن این اعداد گویا موجود است. قضیه‌ی گرت فالتینگز (Gerd faltings)(برنده‌ی مدال فیلدز) نشان می‌دهد که برای چندجمله‌ای‌هایی با درجه‌ی پنج و بالاتر، تعداد متناهی عدد گویا‌ی این‌چنینی موجود است. اسرارآمیزترین مورد، چند‌جمله‌ای‌هایی با درجه‌ی سه-خم‌های بیضوی- و درجه‌ی 4 هستند. هنوز حتی الگوریتمی برای تشخیص اینکه یک خم داده شده از درجه‌ی چهار یا سه دارای تعداد متناهی و یا نامتناهی اعداد گویا است یا نه وجود ندارد.

چنین الگوریتمی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. بارگاوا یک رویه‌ی دیگر را در پیش گرفت و پرسید: در مورد نقاط گویا بر روی یک خم ساده چه می‌توان گفت؟ در یک کار مشترک با آرول شانکار(Arul Shankar) و کریستوفر اسکینر(Christopher Skinner) بارگاوا به این نتیجه‌ی مهم دست یافت که یک نسبت مثبت از خم‌های بیضوی دارای یک نقطه‌ی گویا، و یک نسبت مثبت از آن‌ها دارای بی‌نهایت نقطه‌ی گویا هستند. برای حالت خم‌های ابربیضوی با درجه‌ی چهار، بارگاوا نشان داد که یک نسبت مثبت از این نوع خم‌ها هیچ نقطه‌ی گویایی ندارند و یک نسبت صحیح دارای بی‌نهایت نقطه‌ی گویا هستند. این کار‌ها بر پایه‌ی شمارش نقاط شبکه، در حیطه‌های غیر کراندار از فضای بالا-بعدی بودند که این حیطه‌های پیچشی در شاخک‌های پیچیده وارون می‌شوند. این شمارش بدون تکنیک هندسه‌ی اعداد بارگاوا میسر نبود.

بارگاوا از بسط هندسه‌ی اعداد خود برای بررسی خم‌های ابربیضوی با درجه‌ی بالاتر نیز استفاده کرد. همان‌طور که اشاره شد، بنا به قضیه‌ی فالتینگز برای خم‌های با درجه‌ی 5 و بالاتر، تعداد نقاط گویا متناهی است. اما این قضیه هیچ روشی برای پیدا کردن این نقاط و یا بیان دقیق تعداد آنها، ارائه نمی‌کند. یک بار دیگر بارگاوا سوال: “برای یک خم معمول چه اتفاقی می‌افتد؟” را بیان کرد. بارگاوا فهمید که اگر درجه زوج باشد، یک خم ابربیضوی معمولی اصلا نقطه‌ی گویا ندارد. وی با همکاری با  بندیکت گراس(Benedict Gross) و با استفاده از کار‌های یورگ پونن(Bjorn Poonen) و میشل استول(Michael Stoll)، نتیجه‌ای مشابه برای درجات فرد بدست آورد. کار‌های وی همچنین تقریب دقیقی از اینکه با افزایش درجه با چه سرعتی تعداد خم‌هایی که نقاط گویا دارند، کم می‌شوند، ارائه دادند. برای مثال کار‌های بارگاوا نشان می‌دهند که  بیش از 99 درصد احتمال دارد که یک چندجمله‌ای معمول با درجه‌ی 10، نقطه‌ی گویا نداشته باشد.

مثال آخر از کار‌های بارگاوا کار وی با جاناتان هنک(Jonathan Hanke) بر روی “قضیه‌ی 290” است. این قضیه در مورد سوالی است که قدمت آن به دوران فرما بازمی‌گردد. این سوال بدین شکل است: کدام فرم‌های درجه دو هستند که تمام اعداد صحیح را ارائه می‌دهند؟ برای مثال تمام اعداد صحیح جمع دو مربع نیستند. پس  تمام اعداد صحیح را ارائه نمی‌دهد. جمع سه مربع  نیز این خواسته را براورده نمی‌کند. اما لاگرانژ بیان کرد که جمع چهار مربع، یعنی

 ،اعداد صحیح را ارائه می‌کنند. در سال 1916 رامانوجان(Ramanujan)، 54 مثال دیگر از این فرم‌ها را بیان کرد. چه فرم‌های کلی درگری وجود دارند؟  در اوایل سال 1990، جان کانوی(John H. Conway) و دانشجویانش ویلیان اشنیبرگر (William Schneeberger) و کریستوفر سیمونز(Christopher Simons) به این سوال به شکلی متفاوت نگاه کردند و این سوال را مطرح کردند که: آیا عددی مانند c وجود دارد که اگر یک فرم درجه‌ی دو اعداد صحیح کوچکتر از c را ارائه دهد، تمام اعداد صحیح را نیز ارائه دهد؟ پس از محاسبات بسیار زیاد آنها حدس زدند که c را می‌توان به کوچکی 290 در نظر گرفت. آنها پیشرفت‌های زیادی انجام دادند اما این مسئله زمانی حل شد که بارگاوا و هنک(Hanke) تصمیم به حل آن گرفتند. آنها مجموعه‌ای از 29 عدد صحیح شامل 290 پیدا کردند که اگر یک فرم درجه دو (با هر تعداد متغییر) این اعداد را ارائه دهد، آنگاه این فرم تمام اعداد صحیح را نیز ارائه می‌کند. اثبات آنها بسیار خلاقانه بوده و شامل برنامه‌های سنگین کامپیوتری است.

علاوه در یک ریاضی‌دان بودن در سطح جهانی، بارگاوا یک موسیقی‌دان قابل است. او ساز هندی تابلا را با مهارت زیادی می‌نوازد. او همچنین یک مدرس بسیار تواناست که جوایز متعددی در زمینه‌ی آموزش دریافت کرده است. همچنین نوشتار روشن و زیبا نیز یکی از شاخصه‌های وی است.

بارگاوا درکی تیزهوشانه دارد که وی را به عمق مسائل زیبای ریاضی هدایت می‌کند. وی با برخورداری از درکی شگرف و مهارت تکنیکی زیاد با وارد شدن به هر حیطه از ریاضیات، آن را تبدیل به یک حیطه‌ی طلایی می‌کند. قطعاً در سال‌های آینده شاهد شگفتی‌های دیگری خواهیم بود که وی به ریاضیات اضافه می‌کند.

زندگی‌نامه:

مانجول بارگاوا در سال 1974 در کانادا به دنیا آمد و در آمریکا رشد کرد. وی همچنین زمان زیادی را در هند سپری کرده است. او دکتری خود را در سال 2001 و زیر نظر اندرو وایلز از دانشگاه پرینستون دریافت کرد. بارگاوا در سال 2003 به مقام پروفسوری در دانشگاه پرینستون رسید. از افتخارات وی می‌توان به جایزه‌ی مرتن هاس(Merten M. Hasse) انجمن ریاضی آمریکا در سال 2003، جایزه‌ی بلومنتال در زمینه‌ی تحقیقات ریاضی پیشرفته در 2005، جایزه‌ی ساسترا رامانوجان (SASTRA Ramanujan) در سال 2005،جایزه‌ی کول (Cole) در نظریه‌ی اعداد از انجمن ریاضی امریکا در سال 2008، جایزه‌ی فرما در 2011 و جایزه‌ی اینفوسیس (Infosys) در سال 2012 اشاره کرد.

           

مراجع.

M. Bhargava, Higher composition laws, parts I, II, and III, Annals of Mathematics, 2004; part IV, Annals of Mathematics, 2008.

 

M. Bhargava, The density of discriminants of quartic rings and fields, Annals ofMathematics, 2005.

 

M. Bhargava, The density of discriminants of quintic rings and fields, Annals ofMathematics, 2010.

 

M. Bhargava and B. Gross, The average size of the 2-Selmer group of the Jacobians of hyperelliptic curves with a rational Weierstrass point, in: Automorphic Representationsand L-functions, TIFR Studies in Mathematics, 2013.

 

M. Bhargava and A. Shankar, Binary quartic forms having bounded invariants, and the boundedness of the average rank of elliptic curves, Annals of Mathematics, to appear.

 

M. Bhargava and A. Shankar, Ternary cubic forms having bounded invariants and the existence of a positive proportion of elliptic curves having rank 0, Annals of Mathematics, to appear.

M. Bhargava and J. Hanke, Universal quadratic forms and the 290-theorem, preprint 2011.

 

M. Bhargava, Most hyperelliptic curves over Q have no rational points, preprint 2013, http://arxiv.org/ abs/1308.0395

B. Poonen and M. Stoll, Most odd degree hyperelliptic curves have only one rational point, preprint 2013, http://arxiv.org/abs/1302.0061

M. Bhargava, A positive proportion of plane cubics fail the Hasse principle, http://arxiv.org/abs/1402.1131, preprint 2014. M. Bhargava and C. Skinner, A positive proportion of elliptic curves over Q have rank one, preprint 2014, http://arxiv.org/abs/1401.0233

+ نوشته شده در  جمعه نهم آبان 1393ساعت 17:10  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام

میخواهم در مورد برندگان مدال فیلدز ۲۰۱۴ بنویسم. این مطالب به زودی در خبرنامه انجمن ریاضی ایران منتشر خواهد شد. لازم به ذکر است بالغ بر ۹۰ درصد زحمت ترجمه مقاله را آقای علی نوروزی دانشجوی علاقمند و بااستعداد علوم کامپیوتر دانشکده امان کشیده اند:-) این مقاله ترجمه مقاله زیر است:

Allyn Jackson, 2014 Fields Medals, Notices of the AMS , Vol 61, No 9, 1074-1081

 

مدال فیلدز ۲۰۱۴ - آرتور اویلا

آلین جکسون

ترجمه و تنظیم: علی نوروزی و  سعید علیخانی

دانشگاه یزد

 

در تاریخ ۱۳ آگوست ۲۰۱۴ در مراسم افتتاحیه کنگره بین المللی ریاضی در سئول کره جنوبی مراسم اهدای مدال فیلدز برگزار گردید. خبر زیر که توسط اتحادیه بین المللی ریاضیدانان  (IMU) منتشر شده است به بررسی و توصیف کارهای برندگان مدال فیلدز می پردازد.  

 

 

کار‌های آرتور آویلا

آرتور آویلا(Artur Avila) سهم بسزایی در توسعه‌ی سیستم‌های دینامیکی ، آنالیز و دیگر حیطه‌های علوم ریاضی داشته، و در بسیاری مواقع مسائلی که برای مدت بسیار زیادی باز بوده‌اند را با ارایه‌ی براهین محکم اثبات کرده است. وی اهل برزیل است و گاهی اوقات آنجا و پاره‌ای از اوقات را نیز در فرانسه سپری می‌کند. او فرهنگ و سنت‌های این دو کشور را به خوبی با هم تلفیق می‌کند، تا نتایج قدرتمندی را به اثبات برساند. وی تقریبا تمام کار‌های خود را با همکاری سی ریاضی‌دان در سرتاسر دنیا انجام داده است. آویلا قدرت تکنیکی بسیار زیاد، استعداد و سرسختی یک استاد حل مسئله و درک عمیق و اشتباه‌ناپذیر خود را  به این همکاری‌ها می‌افزاید.

 

            دستاوردهای آویلا بسیار وسیع و گسترده‌اند و طیف وسیعی از موضوعات را شامل می‌شوند. در اینجا تنها به بررسی چند نمونه از آن‌ها می‌پردازیم. یکی از دستاورد‌ها عظیم او به داستان بلندی که در دهه‌ی 1970 آغاز شده بود، پایان داد. در آن زمان، فیزیک‌دانان به خصوص میشل فینبام(Mitchell Feigenbaum) تلاش خود را برای درک این موضوع که چگونه آشوب می‌تواند از دل یک سامانه‌ی خیلی ساده براید، آغاز کرده بودند. برخی از سامانه‌هایی که آنها مورد مطالعه قرار دادند،  بر پایه‌ی پیمایش یک قانون ریاضی مانند  بود. با شروع از یک نقطه می‌توان خط سیر این نقطه تحت اِعمال‌های پرتکرار قانون را مشاهده کرد. می‌توان به قانون به چشم حرکت دهنده‌ی نقطه‌ی شروع با گذر زمان نگاه کرد. برای برخی نگاشت‌ها، سرانجام خط سیر بر روی مدارهای پایداری قرای می‌گیرد، اما برای برخی نگاشت‌ها دیگر این خط سیر‌ها دچار آشوب می‌شوند.

            در پی بررسی و تلاش برای درک این پدیده، موضوع سامانه‌های دینامیکی گسسته دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. موضوعی که عده‌ای از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان  دهه‌ها بر روی آن کار کرده بودند. یکی از اهداف اصلی، ارائه‌ی راهکارهایی برای پیش‌بینی  رفتار در بلند مدت بود. برای خط سیری که محدود به یک مدار پایدار می‌شود، پیش‌بینی مسیر سفر یک نقطه سرراست است. اما برای یک خط سیر آشوب‌زده چنین چیزی برقرار نیست. تلاش برای فهمیدن اینکه نقطه‌ی شروع پس از طی زمان طولانی دقیقا به کجا می‌رود، همانند این است که بخواهیم پیش‌بینی کنیم که پس از پرتاب یک میلیون بار یک سکه، پرتاب یک‌میلیون و یکم شیر است یا خط.  اما می‌توان با استفاده از ابزار‌های آشوب، پرتاب سکه را به صورت احتمالاتی مدل کرد. می‌توان این کار را برای خط سیر نیز انجام داد. ریاضی‌دانان دریافته بودند که خیلی از نگاشت‌هایی که آنها مطالعه‌ می‌کردند، در داخل یکی از دو دسته‌بندی زیر قرار می‎‌گیرند: "منظم"، یعنی خط سیرش پس از گذشت زمان پایدار می‌شود، یا "تصادفی"، یعنی خط سیر از خود رفتاری آشوب زده نشان می‌دهد که می‌توان آن را به صورت تصادفی مدل کرد. این دوگانگی میان منظم و تصادفی در خیلی از مواقع ثابت شده بود، و امید بر این بود که به زودی یک درک کامل از این موضوع حاصل گردد. این امید در سال 2003، در مقاله‌ای که آویلا به همراه ویلینگتون دملو(Welington de Melo) و میخائیل لیبیچ(Mikhail Lyubich) به چاپ رساند، به حقیقت پیوست. آویلا و همکارانش کلاس وسیعی از سامانه‌های دینامیکی –به طور خاص آنهایی که برآمده از نگاشت‌هایی به یک شکل سهموی، که به نگاشت‌های نمایی مشهورند- را مورد مطالعه قرار دادند. آنها ثابت کردند که اگر یک چنین نگاشتی را به صورت تصادفی انتخاب کنیم، نگاشت یا منظم و یا تصادفی خواهد بود.کار آن‌ها یک تصویر جامع و آشکار از رفتار این‌گونه سامانه‌ها ارائه کرد.

            یکی دیگر از نتایج خارق‌العاده‌ای که آویلا بدست آورد، حاصل کار وی با جیووانی فورنی (Giovanni Forni) بر روی درهم‌سازی ضعیف بود. اگر بخواهیم دسته‌ای از کارت‌ها را فقط با برش –یعنی برداشتن پشته‌ای کوچک از کارت‌ها و قرار دادن آن در زیر دسته- بر بزنیم، آنگاه دسته درست درهم نخواهد شد. کارت‌ها فقط در یک الگوی دایره‌ای به حرکت در خواهند آمد. اما اگر کارت‌ها را به صورت معمول یعنی برگ‌برگ کردن آنها –برای مثال اولین کارت پس از سومین کارت، دومین کارت پس از پنجمین کارت و به همین ترتیب- بر بزنیم، دسته کاملا درهم خواهد شد. این ایده‌ی اصلی بود که آویلا و فورنی برای مفهوم درهم‌سازی در ذهن داشتند. سامانه‌ای که آنها با هم روی آن کار کردند، دسته‌ای از کارت‌ها نبود، بلکه یک فاصله‌ی بسته بود که به زیرفاصله‌های بسته تقسیم شده بود. برای مثال زیردسته می‌تواند به چهار تکه‌ی ABCD تقسیم گردد. می‌توان نگاشتی بر روی بازه، توسط تعویض جاهای زیربازه‌ها ساخت به طوری که برای مثال ABCD تبدیل شود به DCBA.  با پیمایش نگاشت به یک سامانه‌ی دینامیکی می‌رسیم که به آن "انتقال تعویض بازه" گفته می‌شود.

 با در نظر گرفتن مسئله‌ای مشابه با برش و یا بر زدن دسته‌ی کارت‌ها، می‌توان پرسید که آیا انتقال تعویض بازه به واقع می‌تواند زیربازه‌ها را درهم سازد؟ تا مدت‌ها قبل از آن نیز معلوم بود که این کار غیرممکن است. گرچه راه‌هایی برای کمیت بندی درجه‌ی درهم‌سازی وجود دارد که به مفهوم درهم سازی ضعیف می‌انجامد. این مفهوم سامانه‌ای را توصیف می‌کند که نتوانسته به طور کامل درهم شود. چیزی که آویلا و فورنی نشان دادند این بود که تقریبا هر انتقال تعویض بازه، یک درهم‌سازی ضعیف است. به عبارت دیگر اگر یک انتقال تعویض بازه‌ی تصادفی را انتخاب کنیم، به صورت قریب به یقین می‌توان گفت که با پیمایش آن، یک سامانه‌ی دینامیکی بدست خواهد آمد که به طور ضعیف درهم است. این کار، به کاری که اخیرا آویلا با وینسنت دلکروکس (Vincent Delecroix) درباره‌ی درهم‌سازی سیستم‌های بیلیارد چندضلعی انجام دادند، نیز مرتبط می‌باشد. سامانه‌های بیلیارد، در فیزیک آماری، به عنوان مدل‌هایی برای حرکت ذره مطرح می‌شوند. آویلا و دلکروکس دریافتند که تقریبا تمام سامانه‌های دینامیکی دارای خصیصه‌ی به طور ضعیف درهم هستند.

در کار اخیری که در بالا به آن اشاره شد، آویلا از دانش عمیق خود در زمینه‌ی آنالیز برای حل سوالات سیستم‌های دینامیکی کمک گرفت. گاهی اوقات وی برعکس این کار را نیز انجام داده است. یعنی از سامانه‌های دینامیکی کمک گرفته تا مسائل آنالیز را حل کند. به عنوان مثال می‌توان به کار وی بر روی عملگر‌های شبه تناوبی شرودینگر اشاره کرد. این عملگر‌ها معادلات ریاضی هستند که برای مدل‌سازی سامانه‌های کوانتومی به کار گرفته می‌شوند. یکی از مطالب پرابهام در این زمینه، پروانه‌ی هافستادر(Hofstadter butterfly) است. پروانه‌ی هافستادر یک الگوی فراکتالی است که نام‌ آن برگرفته از نام داگلاس هافستادر است. این پروانه برای اولین بار در سال 1976 معرفی شد. پروانه‌ی هافستادر یک طیف انرژی را ارائه می‌کند که تحت یک میدان شدید مغناطیسی حرکت می‌کند. فیزیک‌دانان زمانی که فهمیدند به ازای مقادیر پارامتری خاص در معادله‌ی شرودینگر، این طیف انرژی یک مجموعه‌ی کانتور است بسیار شگفت زده شدند. این مجموعه یک شی ریاضیاتی بسیار مهم بوده و ظاهرا دربر دارنده‌ی خواص ناسازگاری از چگالی و پراکندگی می‌باشد. در دهه‌ی 1980 ریاضی‌دان "بری سیمون(Barry Simon)"، مسئله‌ی 10 مارتینی را عمومی کرد (این مسئله توسط مارک کک(Mark kac) نام‌گذاری شده که پیشنهاد ده مارتینی برای هرکس که آن را حل کند، داده بود.) این مسئله می‌پرسد که آیا طیف یک عملگر خاص شرودینگر که به شبه-متیو شهرت دارد، مجموعه‌ی کانتور است یا نه.  آویلا به همراه اسوتلانا جیتومیرسکایا(Svetlana Jitomirskaya) به این سوال پاسخ داد.

گرچه این راه‌حل‌ها بسیار شگفت‌انگیزند، اما این تنها بخشی از کار‌های بسیار زیاد آویلا بر روی عملگر‌های شرودینگر است. او در سال 2004 کار چند ساله‌ی خود برای ارائه‌ی یک نظریه‌ی جامع را آغاز کرد، که اوج شکوه و قدرت آن را در سال 2009 و در دو مقاله‌ای که به چاپ رسانید، مشاهده می‌کنیم. این کار‌ها بیان می‌کنند که بر خلاف مورد خاص عملگر شبه-متیو، عملگر‌های عمومی شرودینگر هنگام انتقال بین قلمرو‌ها پتانسیلی متفاوت رفتار بحرانی از خود به نمایش نمی‌گذارند. آویلا در این کار از رویکرد‌های نظریه‌ی سیستم‌های دینامیکی که شامل تکنیک‌های نرمال‌سازی نیز می‌شدند استفاده کرد.

به عنوان مثال آخر از کار‌های آویلا می‌توان به نتیجه‌ی آخر وی اشاره کرد که برآمده از اثبات قضیه‌ی منظم‌سازی وی برای نگاشت‌های حافظ حجم است. این اثبات حدسی را حل می‌کند که بیش از 30 سال باز مانده بود. ریاضی‌دانان امید داشتند که این حدس درست باشد اما نمی‌توانستند آن را اثبات کنند. اثبات آویلا در‌های بسیاری را در حیطه‌ی تحقیقات بر روی سامانه‌ای دینامیکی هموار گشود. به عنوان مثال قضیه‌ی منظم‌سازی، عنصر کلیدی در پیشرفت‌های بدست آمده‌اخیر توسط آویلا، سیلوین کروویزیر(Sylvain Crovisier) و امی ویلکینسون(Amie Wilkinson) بوده است. کار آنها که هنوز هم در جریان است، نشان می‌دهد که یک دیفئومورفیسم عام حافظ حجم، با آنتروپی متریک مثبت، یک سامانه‌ی دینامیکی ارگودیک است.

با ترکیب قدرت آنالیزی فراوان وی و دانش زیاد او درباره‌ی سامانه‌های دینامیکی، آویلا قطعا در سال‌های آینده به عنوان یکی از رهبران ریاضیات باقی خواهد ماند.

زندگی‌نامه:

آرتور آویلا در سال 1979 در برزیل به دنیا آمده است. وی همچنین شهروند فرانسه نیز می‌باشد. وی مدرک دکتری خود را در سال 2001 از موسسه‌ی IMPA ریو د-ژانیرو دریافت کرد. از افتخارات پیشین او می‌توان به جایزه‌ی سالم(Salem) در 2006 اشاره کرد.همچنین وی جایزه‌ی انجمن ریاضی اروپا در 2008 و جایزه‌ی تحقیقاتی جیکوب هربراند از آکادمی علوم فرانسه در سال 2009 ، جایزه‌ی میشل برایان در سال 2011 ، جایزه‌ی انجمن ریاضی برزیل در 2013 و جایزه‌ی TWAS برای ریاضیات در 2013 را در کارنامه‌ی خود دارد.

مراجع.

A. Avila, W. de Melo, and M. Lyubich, Regular or stochastic dynamics in real analytic families of unimodal maps, Inventiones Mathematicae, 2003.

A. Avila and G. Forni, Weak mixing for interval exchange transformations and translation flows, Annals of Mathematics, 2007.

A. Avila and V. Delecroix, Weak mixing directions in non-arithmetic Veech surfaces, preprint 2013.

A. Avila and S. Jitomirskaya, The Ten Martini Problem, Annals of Mathematics, 2009.

A. Avlia, Global theory of one-frequency Schrödinger operators I, II, preprints 2009.

A. Avlia, On the regularization of conservative maps, Acta Mathematica, 2010

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 20:29  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام

در این پست دو مقاله را برای خوانندگان و علاقمندان قرار میدهم. امید است مورد توجه قرار گیرد:

 

۱- مقاله با عنوان اندر اثبات حدس روتا که مرجع اصلی آن مقاله با مشحصات زیر است:

J. Geelen, B. Gerards, and G. Whittle, Solving Rota’s Conjecture, Notices of the AMS (2014) Volume 61, Number 7, 736-743

لازم بذکر است بیشترین زحمت این مقاله را دانشجوی خوب، فعال و نخبه علوم کامپیوتر آقای علی نوروزی  کشیده اند.

مقاله اندر اثبات حدس روتا 

2- کا‌شی‌کا‌ر‌ی‌ها‌ی ده‌ضلعی و شبه‌کر‌یستا‌لی در‌ معما‌ر‌ی ا‌سلا‌می قر‌ون وسطی

لازم بذکر است بیشترین زحمت این مقاله را نیز دانشجوی شهیر دانشگاه، آقای امیر گوهرشادی کشیده اند.

مقاله كاشي كاريهاي ده ضلعي و...

در همین جا از این دو دوست بزرگوار تشکر می کنم. لازم به ذکر است این مقالات جهت چاپ در نشریات، ارسال شده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 11:13  توسط سعید علیخانی  | 

سلام

راستش حدود ۴-۵ ماه پیش بود که فهمیدم در تفلیس گرجستان کنفرانسی با همکاری انجمن ریاضی ایران است. از آنجا که من از درخواست دادن و اقدامات لازم برای ویزا بیزارم و گرجستان هم که در فرودگاه ویزا میداد، سریع مقاله ای را برای کنفرانس فرستادم و حدود ده روز بعد از بازگشتنم از بلغارستان، درخواست سفر و مدارک لازم را در باکس مدیر گروه گذاشتم که کارهای آتی صورت گیرد. از آنجا که من خیلی خوش شانس نیستم :-) سه عامل زیر باعث عدم شرکتم در کنفرانس مذکور شد:

۱- عدم ارسال به موقع درخواست من از طرف گروه به دانشکده و معاونت پژوهشی

۲- اقدام برای اخذ ویزا (طبق قانون جدید ایرانیانی که از اول سپتامبر به بعد وارد گرجستان می شوند، باید ویزا داشته باشند!!:-( ) البته راستش با تماسی که با سفارت گرجستان در تهران گرفتم، گفتند چون اسم شما در لیستی است که از کنفرانس آمده به شما در ظرف یک روز ویزا میدهیم! اما نمی دونم چرا رغبت نداشتم! شاید عوامل ۱ و ۳ باعث شدند!

۳- دریافت ایمیلی مبنی بر دعوت در کنفرانسی با موضوع برچسب گذاری گراف در هند.

امروز سایت کنفرانس تفلیس را نگاهی کردم، لینک زیر را ببینید. 

سايت كنفرانس گرجستان

بعد رفتم سراغ برنامه کنفرانس (لینک روبرو)   برنامه كنفرانس

که متوجه شدم برگزارکنندگان کنفرانس مرا رییس جلسات و مقالات نظریه گراف هم گذاشته اند راستش خجالتم شد که نرفتم. کاش رفته بودم! من خودم از افرادی که ثبت نام می کنند و شرکت نمی کنند، خوشم نمی آید!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 17:17  توسط سعید علیخانی  | 

 

مجمع آسیایی فناوری نانو (ANF) نخستین کنگره آسیایی فناوری نانو با عنوان ANFC2015 را به میزبانی ایران در جزیره کیش برگزار می‌کند.


ANFC2015 در 4 بخش در تاریخ 17 تا 20 اسفندماه 1393 (8-11 مارچ 2015) برگزار خواهد شد.

 مجمع آسیایی فناوری نانو (Asian Nano Forum)متشکل از 15 عضو ازجمله  
ایران است. این مجمع در نظر دارد با هدف تقویت ارتباطات منطقه‌ای، تبادل اطلاعات علمی و ایجاد تعامل بین محققان کشورهای عضو، کنگره آسیایی فناوری نانو را سالانه در یکی از کشورهای عضو برگزار کند. نخستین کنگره با توافق سایر اعضاء در اسفندماه 1393 و در جزیره کیش  و به میزبانی ایران برگزار خواهد شد.

این کنگره متشکل از 4 بخش تخصصی با عناوین زیر است:
1.    آب و محیط زیست؛
2.    ایمنی و استاندارد؛
3.    انرژی؛
4.    سلامت و بهداشت.
 
در این کنگره علاوه بر برنامه‌های سخنرانی و ارائه پوستر توسط محققان، نمایشگاهی از محصولات و تجهیزات فناوری نانو؛ کارگاه‌های آموزشی و نشست‌های تخصصی برگزار خواهد شد.

برای کسب آگاهی از شیوه ثبت نام و ارسال مقالات به
پایگاه اینترنتی کنگره
مراجعه نمایید. filereader.php?p1=main_1e6a97c6443444337

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 8:40  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام

همانطور که در چند پست قبل نوشته بودم،‌ یکی از کارهای بسیار قابل توجه بنیاد ملی نخبگان (با همکاری دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف) دعوت و گردهمایی نخبگان ریاضی خارج و داخل کشور است. مثلا همین دیماه ۹۲ خانم مریم میرزاخانی که این روزها محبوبیتش دوچندان شده است، به این همایش دعوت شد، اما ایشان گویا به خاطر مشکلات شخصی و داشتن فرزند کوچک نتوانستند به ایران بیایند، اما گویا امسال برای سخنرانی در سومین همایش مرزهای علوم ریاضی به ایران خواهند آمد. از نکته های جالب این دو همایش برگزار شده، ضبط سخنرانی سخنرانان می باشد که واقعا مثمر ثمر افرادی است که علاقمند به رشته خاصی می باشند که در مورد آن صحبت می شده است. ویدیوهای سخنرانی دومین همایش در لینک زیر قابل دسترس است: 

سخنرانان و ويدئوهاي آنها

اگر مایل به دیدن سخنرانی من هستید:-) لینک زیر را کلیک نمایید: 

ويدئوي سخنراني من

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 12:55  توسط سعید علیخانی  | 

 

با سلام

هنوز خوشحالی خبر مدال فیلدز مریم میرزاخانی در وجودم هست :-) به همین خاطر لینک فیلم زیر را قرار می دهم:

فيلم در مورد مريم ميرزاخاني

در ضمن بد نیست از دیگر خانم نخبه ریاضی دهه ما و دوست صمیمی مریم، یعنی دکتر رویا بهشتی هم یاد شود. دیدن صفحه شخصی ایشان هم جالب است:

صفحه شخصي رويا بهشتي  

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 11:46  توسط سعید علیخانی  | 

به نقل از سايت انجمن رياضي ايران:

با توجه به مدارک ارایه شده از طرف انجمن ریاضی ایران مبنی بر ارتقای سطح ریاضی کشور در زمینه های آموزشی و پژوهشی ، اتحادیه بین المللی ریاضیات با رای قریب به اتفاق خود گروه ایران را از 3 به 4 ارتقا داد . اکنون 10 کشور کره جنوبی، استرالیا، برزیل، هند، اسپانیا، هلند، لهستان، سوئیس، سوئد و ایران در این گروه قراردارند در حالیکه 10 کشور آمریکا، چین، کانادا، فرانسه، آلمان، سرزمین اشغالی، ایتالیا، ژاپن، روسیه و انگلستان در گروه 5 قرار دارند. قابل توجه است که کشورهایی مثل آرژانتین، فنلاند، بلژیک و نروژ در گروه 3 و کشورهای هم منطقه ایران مثل ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی در گروه 1 قرار دارند. این پیروزی بزرگ که همزمان با اعطای مدال فیلدز به پروفسور میرزاخانی بدست آمده نشانگر عزم راسخ جامعه علمی و ریاضی کشور برای رسیدن به قله های بلند علم و دانش است.  چیزی که مایه نگرانی است حق عضویت انجمن ریاضی ایران در اتحادیه بین المللی ریاضیات است که با این ارتقا به 2 برابر یعنی 11000 یورو در سال افزایش پیدا می کند و این در حالیست که که حق عضویت سال 2014 هنوزپرداخت نشده و حق عضویت سال 2013 هم چند روز قبل با قرض از تعدادی از اعضای شورای اجرایی انجمن ریاضی برای جلوگیری از تعلیق عضویت ایران در اتحادیه جهانی پرداخت شد. از دولت مردان جمهوری اسلامی ایران انتظار می رود با اختصاص این مبالغ که نسبت به بودجه کشور مبالغ بسیار ناچیزی است باعث ادامه روند این پیشرفت های علمی شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 9:8  توسط سعید علیخانی  | 

 
دکتر مریم میرزاخانی جزو چهار برنده مدال فیلدز سال 2014 میلادی معرفی شد. از آن‌جا که جایزه نوبل در شاخه ریاضیات وجود ندارد، معمولا مدال فیلدز را معادل "نوبل ریاضی‌دانان" قلم‌داد می‌کنند. برندگان این مدال روز چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ در مراسم افتتاحیه کنگره جهانی ریاضی‌دانان در سئول در کره جنوبی معرفی شدند، گرچه اسامی برندگان یک روز زودتر از موعد در وب‌سایت رسمی جامعه جهانی ریاضی‌دانان که برگزار کننده این کنگره است، اعلام می شود. میرزاخانی در عین حال اولین زن برنده این جایزه در طول تاریخ اعطای آن است.

مدال فیلدز جایزه‌ ای است که عموما هر چهار سال یک بار به دو نفر از چهار ریاضی‌دان زیر چهل سال برای کشف‌ های برجسته ریاضی‌ اعطا می‌شود. اعطای جایزه فیلدز از سال ۱۹۳۶ میلادی آغاز و نام خود را از «جان چارلز فیلدز»، ریاضی‌دان کانادایی گرفته که نقش کلیدی در برقرار کردن این سنت داشته است. پس از چند سال وقفه ناشی از جنگ جهانی، اعطای جایزه مجددا از سال ۱۹۵۰ از سر گرفته شد.

مریم میرزاخانی متولد سال ۱۳۵۶ در تهران و از دانش‌اموختگان دبیرستان فرزانگان تهران است. میرزاخانی در دو دوره متوالی المپیاد جهانی ریاضی، در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴، عضو تیم ایران بوده و هر دو سال مدال طلا و در سال ۱۳۷۴ نمره کامل گرفت. او دوره کارشناسی ریاضی را در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه صنعتی شریف به اتمام رساند و برای دوره تحصیلات تکمیلی به دانشگاه هاروارد رفت. میرزاخانی دوره دکتری را زیر نظر کورتیس مک‌مولن، برنده مدال فیلدز سال ۱۹۹۸ میلادی، در سال ۲۰۰۴ در دانشگاه هاروارد به پایان رساند. او از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ محقق موسسه ریاضی کلِی و استادیار و سپس استاد تمام دانشگاه پرینستون بوده و از سال ۲۰۰۸ میلادی نیز استاد تمام دانشگاه استنفورد بوده است. او هم‌چنین جوایز ریاضی متعدد دیگری دریافت کرده و در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ جزو سخنرانان مدعو کنگره بین‌المللی ریاضی‌دانان بوده است.

تحقیقات مریم میرزاخانی در ریاضی به شاخه‌های مختلفی از جمله هندسه هذلولوی، هندسه جبری، توپولوژی، سیستم‌های دینامیکی و نظریه احتمال مرتبط بوده و آن‌ها را به هم مرتبط و زمینه‌ساز روش‌های جدیدی در این شاخه‌ها شده‌، از جمله اینکه دیدگاه و اثبات بدیعی از برخی مسائل مطرح ریاضی، هم‌چون حدس ویتن در مورد فضای زمینه سطوح ریمانی یا شار ترستن در سیستم‌های دینامیکی به دست می‌دهند. جدیدترین کار مریم میرزاخانی و همکارانش اثبات حدسی در حوزه فضاهای زمینه مختلط است که علیرغم تلاش ریاضی‌دانان برای مدت‌ها حل‌نشده باقی مانده بود
 
جا دارد از همکار و دوست ارجمند آقای دکتر دولتی بابت ارسال لینک تشکر نمایم
 
 
این موفقیت ارزشمند را به تمام ریاضیدانان و ریاضی دوستان ایرانی تبریک می گویم
 
خواندن دولینک زیر هم خالی از لطف نیست: (مخصوصا مصاحبه با مریم میرزاخانی)
 
 
 
 *****************************************************
خیلی خوشحال شدم هرگاه دیدم دکتر روحانی، رییس جمهور هم پیام زیر را به خانم دکتر میرزا خانی دادند :-) این در نوع خودش بی نظیره!! آخه دولتمردان ما که از این کارها نمی کردند!! :-)پیام به صورت زیر است:
*****************************************************
رئیس‌جمهور در پیامی به پروفسور میرزاخانی، کسب برترین جایزه ریاضیات در جهان را به وی تبریک گفت.

به گزارش تسنیم، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور در پیامی به پروفسور مریم میرزاخانی، کسب برترین جایزه ریاضیات در جهان را به وی تبریک گفت. متن کامل پیام روحانی به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
خانم پروفسور مریم میرزاخانی
کسب برترین جایزه ریاضیات در جهان را به شما تبریک می‌گویم.
امروز ایرانیان می‌توانند به خود ببالند که اولین زن برنده جایزه "فیلدز" هموطن آنان است؛ آری باید که شایستگان بر صدر نشینند و قدر ببینند.

همه ایرانیان در هر کجای جهان سرمایه‌های ملی این مرز و بوم هستند و من به نمایندگی از ملت ایران تلاش‌های علمی شما را ارج می‌نهم.

امیدوارم زندگی‌تان همواره سرشار از شادکامی و موفقیت باشد.

حسن روحانی
رئیس جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 13:27  توسط سعید علیخانی  | 


 
خانم دکتر مریم میرزاخانی، ریاضیدان برجسته ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد موفق به دریافت جایزه موسسه ریاضیات کلی ( The Clay Mathematics Institute ) شد. دکتر مریم میرزاخانی دکترای خود را از دانشگاه هاروارد اخذ و به عنوان یکی از اساتید و پژوهشگران برجسته رشته ریاضیات دانشگاه استنفورد مطرح است. وی در سال ۲۰۰۵ میلادی از سوی نشریه "پاپیولار ساینس آمریکا" به عنوان یکی از ۱۰ذهن برتر در رشته ریاضیات معرفی شد. ایشان به خاطر پژوهش و مطالعه متعدد از سوی موسسات مختلف ریاضی جهان مورد تجلیل قرار گرفته و جوایز متعددی را از آن خود کرده است.

در سال ۲۰۱۴ وی به دلیل مطالعه و پژوهش هایش از سوی موسسه ریاضیات کلی CMI به طور مشترک با پیتر اسکولز Peter Scholze  منتخب دریافت این جایزه شدند. میرزا خانی به دلیل تلاش های موثر و تاثیر گذارش در زمینه نظریه هندسه و نظریه ارگودیک به دریافت این جایزه نائل شده است. پیتر اسکولز به خاطر کارهای تاثیر گذارش در هندسه جبری حسابی موفق به کسب این جایزه گردید.    وی پیش از این نیز جایزه Ruth Lyttle Satter Prize in Mathematics که به زنان تاثیر گذار در حوزه ریاضی اعطا می شود را نیز به خود اختصاص داده بود.    با آرزوی توفیق بیشتر ایشان:-) 

      جايزه موسسه كلي
 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 12:44  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام

 

پس از یک سفر ۱۱ روزه ترکیه و بلغارستان جهت سرپرستی تیم ریاضی دانشگاه یزد، دیشب ساعت ۸ به یزد رسیدم. البته عباس جعفری با من به یزد آمد. امیر کفشدار گوهرشادی در تهران ماند که علیرغم میل باطنی اش(!) در مرحله دیگر المپیاد سازمان سنجش شرکت کند و نرگس توسلی هم به اصفهان رفت. در کل سفر خیلی خوبی بود و اعضای تیم هم واقعا خوب و دوست داشتنی!! البته سفر که کلا چیز خوبی است. تو مجله‌ی هوایپیمایی بلغارستان، امیر این جمله را نشونم داد که یه جمله از یکی از قدیسین (سنت آگوستین) نوشته بود که خیلی ازش خوشم اومد:

The world is like a book, and those who do not travel read only a page of it.
 
خوشحالم که عرض کنم آقای امیر گوهرشادی مدال نقره (جایزه دوم مسابقات) و آقای عباس جعفری لوح افتخار (جایزه چهارم مسابقات) را کسب کردند. نتایج زیر از دانشگاههای شرکت کننده ایرانی به دست آمد:
 
دانشگاه صنعتی شریف (تیم ۶ نفره): ۲ مدال طلا و ۴ مدال برنز 
 
دانشگاه صنعتی اصفهان (تیم ۵ نفره) : ۱ طلا ۲نقره
 
دانشگاه شهید بهشتی تهران (تیم ۶ نفره): ۱ طلا ۲ نقره و ۲ لوح افتخار
 
دانشگاه یزد (تیم ۳ نفره): ۱ نقره و ۱ لوح افتخار
 
دانشگاه فردوسی مشهد (تیم ۶ نفره): ۳ لوح افتخار
 
لازم به ذکر است حدود ۷۵ تیم از بهترین دانشگاههای جهان در این مسابقه شرکت نمودند. به نظرم دانشگاه یزد شروع خوبی در این مسابقه داشت (هرچند انتظار طلا از امیر داشتم:-)) و امید است به مانند امسال دانشگاه و دانشکده ریاضی با حمایتهای خود پشتیبان تیم ریاضی یزد باشند. برای مشاهده سوال و جوابهای این دوره از مسابقات، سایتهای زیر را ببیند:
 
  
بد نیست عرض کنم که ما سرپرستان ایرانی باید در طرح و ارسال سوالات مسابقه بیشتر کوشش کنیم تا جای خالی برخی دروس چون جبر،  ترکیبیات و توابع مختلط و... احساس نشود.
 

نرگس توسلی، سعید علیخانی، عباس جعفری بندرآبادی، امیر کفشدار گوهرشادی

 

راستی این را بگم که: امیر با کسب این مدال تعداد مدال های خود را در سن ۱۹ سالگی به عدد ۸ رساند که یک مدال طلا، ۵ مدال نقره و دو برنز را شامل می شود. کسب این تعداد مدال در این سن خود رکوردی قابل توجه است

از نکات قابل توجه در این مسابقه حضور پررنگ یزدی ها بود به طوری که یکی از اعضای تیم دانشگاه صنعتی شریف (مجتبی تفاق) که موفق به کسب مدال برنز شد، نیز یزدی بود. از دیگر نکات قابل توجه اینکه سرپرست تیم های دانشگاه های یزد، صنعتی شریف (دکتر فتوحی) و صنعتی اصفهان (دکتر رضاییان) نیز از همشهریان یزدی بودند

 

 
در پایان می خواهم از سفارت ایران در صوفیای بلغارستان به خاطر مهمان نوازی و ساپورت تقریبا یک روزه آنها (روز آخر) تشکر کنم. سایت این سفارتخانه، نیز خبر مسابقات را قرار داده است. 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 12:37  توسط سعید علیخانی  | 

 با سلام

به بهانه نزدیک شدن سفرمان به بلغارستان جهت شرکت تیم ریاضی دانشگاه یزد، در مسابقات جهانی ریاضی بلغارستان که هفته دیگر در شهر بلاگوگراد آغاز می شود بد ندانستم بنویسم. راستش را بخواهید حدود 40-50 روز قبل بود که  آقایان امیر گوهرشادی (که از برترین هاست و نیاز به معرفی ندارد) و عباس جعفری که امسال برنده مدال نقره مسابقه ریاضی انجمن ریاضی ایران شد، به اتاقم آمدند و از من می خواستند که سرپرستی تیم را قبول کنم تا دانشگاه یزد برای اولین بار عازم مسابقه جهانی شود (البته ناگفته نماند که امیر خان دو بار انفرادی در این مسابقات شرکت کرده و مدالهای برنز و نقره را ازآن خود کرده است:-) که انشاا... امسال طلاآور باشد). من اولش طفره رفتم ولی دیدم که نخیر این دو دوست بزرگوار خیلی مایل به شرکت هستند!! این شد که من گفتم به این شرایط می آیم و ......گذشت و گذشت که با پیگیریهای این دوستان، متوجه شدم شورای دانشکده مرا به عنوان سرپرست انتخاب کرده است. باور کنید باز هم باورم نمی شد که من کارم برای رفتن درست شود، ولی از آنجایی که بچه های تیم (امیر گوهرشادی، عباس جعفری و نرگس توسلی) بسیار پیگیر بودند، دیدم که بله همه چی تقریبا جوره!!!:-) بگذریم، اجازه دهید در همین جا از اعضای تیم و بالاخص امیر بسیار تشکر کنم که تقریبا همه کارها بدوششان بود:-) حال بریم سراغ معرفی خلاصه این مسابقات:

************************************************************************

مسابقات ریاضی دانشجویی جهانی که از معتبرترین مسابقات ریاضی در دنیا می باشد، از سال 1993 تا کنون هر سال در اواخر ماه جولای(اوائل مرداد ماه) در یکی از کشورهای بلغارستان، لهستان، مجارستان، چک، رومانی، مقدونیه، اوکراین و انگلستان و معمولاً زیر نظر دانشگاه آمریکایی بلغارستان، دانشگاه کالج لندن، دانشگاه ورشو، دانشگاه صوفیه، دانشگاه بوداپست و دانشگاه پراگ و ... و سایر حمایت کنندگان مالی برگزار می‌گردد. البته  این مسابقات تاکنون اغلب در کشور بلغارستان برگزار شده است. کشورهای مطرح در زمینۀ ریاضی معمولاً یک یا چند تیم دانشگاهی خود، که از بین دانشجویان در سطح کارشناسی(لیسانس) انتخاب می‌گردند را به این مسابقات اعزام می‌نمایند.  البته معمولاً از ایران بیش از یک تیم دانشگاهی نیز در این مسابقات سالیانه جهانی شرکت نموده است که اکثر افراد معرفی شده، از مدال آوران و یا دارندگان رتبه های برتر مسابقات ریاضی انجمن ریاضی ایران بوده، که پس از معرفی از طرف دانشگاه مربوطه، توسط کمیته علمی مسابقات جهانی ارزیابی شده و در صورت تایید آنها، برای افراد دعوتنامه ای از طرف مسابقات ارسال می گردد. لازم به ذکر است که مشابه مسابقات انجمن ریاضی ایران، در این مسابقات نیز نتایج به دو صورت تیمی و انفرادی اعلام می گردد. در زیر اسامی دانشگاههای شرکت کننده به همراه نتیجه تیمی آورده می شود.

در سال 2013، دانشگاه صنعتی شریف(با احراز رتبۀ 7)، دانشگاه تهران(42)، دانشگاه صنعتی اصفهان(45)، دانشگاه شیراز(58)، دانشگاه شهید بهشتی(60) و دانشگاه امیرکبیر(64) در این مسابقات شرکت کردند. البته موسسۀ فیزیک و تکنولوژی مسکو در بین 72 دانشگاه شرکت کننده در این مسابقات، در سال 2013 به مقام اول دست یافت.

در سال 2012 دانشگاه صنعتی شریف(رتبۀ 8)، دانشگاه فردوسی مشهد(23)، دانشگاه تهران(38) و دانشگاه صنعتی اصفهان(رتبۀ 56) در این مسابقات شرکت کردند و رتبه‌های مذکور را در بین 68 تیم دانشگاهی جهان کسب کردند و تیم موسسۀ فیزیک و تکنولوژی مسکو به مقام اول دست یافت. 

در سال 2011 تیم دانشگاه صنعتی شریف و تیم دانشگاه فردوسی مشهد به این مسابقات اعزام شدند و در بین 77 رتبۀ متفاوت، دانشگاه صنعتی شریف رتبۀ  7 و دانشگاه فردوسی مشهد رتبۀ 15 را بدست آورد و دانشگاه جاگیلونیان از شهر کراکف لهستان به مقام اول دست یافت.

در سال 2010 نیز دانشگاه‌های صنعتی شریف(رتبۀ 9)، امیرکبیر(26)، تربیت معلم(72)، شهید بهشتی(70)، فردوسی مشهد(49)، شیراز (54)، صنعتی اصفهان(46) و شهید باهنر کرمان(رتبۀ 55) در این مسابقات شرکت کردند و رتبه‌های فوق را در بین 90 تیم دانشگاهی جهان کسب کردند و دانشگاه ملی تاراس شفچنکو از کیف اوکراین به مقام اولی نائل گردید.

 

 

21 امین دوره این مسابقات امسال از سه شنبه 7 مرداد ماه تا دوشنبه 13 مرداد ماه در کشور بلغارستان برگزار خواهد شد، که به امید خدا، امسال برای اولین بار تیم دانشگاه یزد در این مسابقات شرکت خواهد نمود. تیم دانشگاه یزد مشتمل بر سه نفر، آقای امیر کفشدار گوهرشادی (دارنده مدال طلای المپیاد جنوب شرق اروپا 2013، دارنده مدالهای نقره و برنز مسابقات جهانی ریاضی، دارنده مدالهای نقره و برنز مسابقات ریاضی انجمن ریاضی ایران و ...)، آقای عباس جعفری بندرآبادی (دارنده مدال نقره سی و هشتمین مسابقه ریاضی انجمن ریاضی) و خانم نرگس توسلی کجانی (از رتبه های برتر سی و هشتمین مسابقه ریاضی انجمن ریاضی ایران) می باشد که امید است شاهد درخشش این عزیزان در 21 امین دوره این مسابقات باشیم. با اطلاعات به دست آمده، تا کنون شرکت تیم های دانشگاههای صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، شهید بهشتی، صنعتی اصفهان و فردوسی مشهد در مسابقه جهانی امسال محرز و تایید شده است.

در پایان بر خود لازم می دانم به عنوان یک عضو هیات علمی دانشکده ریاضی و سرپرست تیم، نهایت تشکر خود و اعضای تیم را از هیات رییسه دانشگاه جهت حمایت بی سابقه از اعضا داشته باشم، که بی شک این عمل، نشان دهنده وسعت نظر، آینده نگری دانشگاه و تقویت اراده دانشجویان نخبه در رسیدن به اهداف عالی خود می باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 19:56  توسط سعید علیخانی  | 

خبر سقوط هواپیمای مالزی ایرلاین را که دو روز قبل شنیدم، مرا واقعا شوک زده کرده است! و مرا وادار به تفکر بیشتر در مورد خلقت این موجود "انسان" می کند، که برخیشان از هزار حیوان بدترند. من میدانم که سقوط این هواپیما سیاسی کاری است و به هرحال ساقطش کرده اند، اما به هر طریقی محاسبه می کنم نمی توانم باور کنم شخصی (یا اشخاصی) حاضر به کشتن 298 نفر انسان بی گناه شوند؟!! فکرش را بکنید با دوست و یا خانواده ات در 10 کیلومتری از سطح زمین با هزار امید و آرزو پرواز می کنی، که در کمتر از یک ثانیه پودرت می کنند.

دلم بیش از این می سوزد هرگاه شنیدم که نزدیک به 108 نفر مسافرین هواپیما  از محققان و فعالان مشهور جهان در زمینه بیماری اچ آی وی بوده اند که عازم «نشست بین‌المللی ایدز» که فردا در ملبورن استرالیا شروع می شود،  بوده اند. به عنوان مثال می توان به «لانگ» رئیس سابق انجمن بین‌الملی ایدز، اشاره کرد که پژوهشگری برجسته در زمینه اچ آی وی از کشور هلند بود. کریس بیرر، رئیس انجمن بین‌المللی ایدز، اعلام کرده چنانچه مرگ لانگ حقیقت داشته باشد، جنبش اچ آی وی محققی بزرگ را از دست داده است.

دنیا همین است و آدم به دمی بند است. خدا عاقبتمان را به خیر کند. برای تمامی بازماندگان از خدای متعال طلب صبر می کنم و امیدوارم روح رفتگان شاد باشد.  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 17:32  توسط سعید علیخانی  | 

 با سلام و ادب
چند وقتی حوصله و ... اجازه نداد در این وبلاگ بنویسم. امروز مطلب زیر را به نقل از بازار خبر می آورم. شاید برای برخی مفید باشد.
***********************************************************************
برخی از دانشگاه‌های خاص به دلیل اعتبار بسیار بالا و قدمت تاریخی شرایط سختی را برای کاندیداهای ورودی در نظر می‌گیرند و تنها تعداد کمی از آنها را به عنوان دانشجو قبول می‌کنند.
 
بازار خبر: انتخاب و قبول شدن در یک دانشگاه برای ادامه دادن تحصیلات تکمیلی دانشگاهی یکی از سخت ترین پروسه های تحصیلی در طول زندگی افراد است. اهمیت این موضوع بعد از پایان تحصیلات در دبیرستان و دغدغه انتخاب یک موضوع و رشته تحصیلی برای ورود به یک دانشگاه بیشتر می‌شود.

استرس و مشکلات زمانی شدت می گیرد که بخواهید وارد یکی از دانشگاه های خاص با شرایط پذیرش مشکل شوید. بسیاری از دانشگاه‌ها میزان پذیرش بالایی به صورت سالانه دارند. برای مثال دانشگاه کانزاس میزان پذیرش 92 درصد درخواست ها را دارد.

در سال 2012 دانشگاه معماری بوستون تمام کاندیداهای خود را پذیرفت. اما در مقابل برخی از دانشگاه های خاص به دلیل اعتبار بسیار بالا و قدمت تاریخی شرایط سختی را برای کاندیداهای تحصیل ارائه می کنند و در نتیجه نسبت بسیار کمی از کاندیداها را هر سال قبول می کنند.

یکی از مهمترین فاکتورها نمرات دانش آموزان در طول دوران تحصیل است. از دیگر فاکتورها می توان به فعالیت های اضافه، مهارت های کسب شده و کارهای خیرخواهانه در طول دوران تحصیل اشاره کرد.

در ادامه به لیستی از دانشگاه های خاص که شرایط خاص پذیرش آنها باعث شده هر سال تنها تعداد کمی از کاندیداها را برای ادامه تحصیل پذیرا باشند اشاره خواهیم کرد.

1. دانشگاه آکسفورد

نرخ پذیرش : 19 درصد


آکسفورد یکی از معروف‌ترین دانشگاه های جهان بوده. اولین دانشگاه انگلیسی زبان دنیا شناخته می شود که فعالیت خود را از سال 1167 آغاز کرده است و جزء برترین دانشگاه های حال حاضر جهان در رتبه بندی های مختلف است. پذیرش در این دانشگاه بسیار مشکل بوده. افراد باید بالاترین نمره را در امتحانات نهایی کسب کنند و از پس مصاحبه‌های سنگین ورودی برآیند. هر ساله تنها 19 درصد کاندیداها در این دانشگاه قبول می شوند.


2. دانشگاه تکنولوژی کالیفرنیا

نرخ پذیرش : 12 درصد


دانشگاه تکنولوژی کالیفرنیا به اختصار کلتک یکی از شناخته شده ترین دانشگاه های تکنولوژی در سرتاسر جهان است. نرخ پذیرش در این دانشگاه تنها 12 درصد است و در سال 1891 تأسیس شده است. این دانشگاه تنها دانش آموزان برتر در بالاترین نمره در آزمون نهایی دبیرستان را پذیرش می کند و بهترین ها را برای رشته های مختلف دستچین می کند.


3. دارتموت

نرخ پذیرش : 5. 10 درصد


دارتموت با نرخ پذیرش 10 درصد هشتمین دانشگاه با قدمت تاریخی در آمریکا است. که در سال 1769 تأسیس شده است. دانشگاه دارتموت عضوی از باشگاه آیوی لیگ بوده که مختص رشته های هنرهای مستقل واقع در هانور است.


4. دانشگاه تکنولوژی ماساچوست

نرخ پذیرش 2. 8 درصد


معروفترین دانشگاه تکنولوژی جهان که آن را به اختصار MIT می نامند در این لیست قرار دارد. این دانشگاه در سال 1861 توسط ویلیام بارتون راجز تأسیس شد. از هر 100 نفر متقاضی پذیرش در هر سال تحصیلی تنها 2. 8 افراد موفق به ورود به این دانشگاه می شوند.


5. پرینستون

نرخ پذیرش 2. 7 درصد

دانشگاه پرینستون که در نیوجرسی واقع است در سال 1746 تأسیس شده است که چهارمین دانشگاه آمریکا از لحاظ قدمت تاریخی است.  بیش از 34 رشته دانشگاهی در پرینستون تدریس می شود این دانشگاه یکی از بزرگترین دانشگاه هایی است که کمک های مالی زیادی به دانشجوهای خود می کند.


6. کلمبیا


نرخ پذیرش 8. 6 درصد


دانشگاه کلمبیا با نرخ پذیرش کمتر از 7 درصد در سال 1754 به دستور شاه جورج دوم تأسیس شد. این دانشگاه متشکل از دپارتمان های متعددی است که در شاخه های مختلف علوم فعالیت می کند.


7. دانشگاه Yale


نرخ پذیرش: 6.7 درصد


دانشگاه یل در آخرین سال تحصیلی خود تنها 6.7 درصد پذیرش کاندیداهای تحصیلات تکمیلی را داشت. فعالیت این دانشگاه از سال 1640 آغاز شد و از سال 1718 با نام Yale فعالیت می کند. طراحی و معماری این دانشگاه برگرفته از معماری انگلیسی دانشگاه هایی نظیر آکسفورد و کمبریج است. فاکتورهای پذیرش دانشجو در این دانشگاه به شدت تحت تأثیر عملکرد دانش آموزان در مدرسه است.


8. جولیارد

نرخ پذیرش : 6 درصد


دانشگاه جولیارد یکی از معروفترین دانشگاه های موسیقی و هنرهای زیبا است. تنها 6 درصد کاندیداها هر ساله در این دانشگاه پذیرش می شوند و محدودیت سنی برای پذیرش هنرجوها وجود ندارد. این دانشگاه در سال 1905 تنوسط دکتر داهروش به عنوان موسسه موسیقی مستقل تأسیس شد.


9. هاروارد

نرخ پذیرش : 9. 5 درصد


دانشگاه هاروارد یکی از رقبای بزرگ دانشگاه Yale با میزان پذیرش 9. 5 درصد در سال گذشته بوده است. هاروارد تأکید زیادی بر تحصیلات آکادمیک دانشجوهای خود دارد. بیش از 135000 دانشجو این دانشگاه امسال در آزمون SAT نمره 100 و یا بیشتر را کسب کردند.


10. استنفرد

نرخ پذیرش : 7. 5 درصد


اولین دانشگاه در لیست با کمترین میزان پذیرش دانشجو استنفرد با 7. 5 درصد است. این دانشگاه در سال 1891 تأسیس شده و پیشینه سیاسی زیادی دارد. وضعیت اقتصادی دانشجوها در پذیرش در این دانشگاه سهمی ندارد بلکه عملکرد آنها در امتحانات در امتحانات نهایی و در طول دوران تحصیل معیار پذیرش است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 13:49  توسط سعید علیخانی  | 

سلام
به درخواست برخی از دوستان و دانشجویان گرامی، مطلب زیر که کمی هم قدیمی شده است و فکر کنم اولین بار آنرا در سال 78 که تازه فوق لیسانس گرفته بودم، در دانشکده ای سخنرانی کردم را می آورم:
 
ریاضیات هم علم است و هم هنر. علم بدین معنی که کشف می کند و هنر بدان معنی که می آفریند. نیز علم به این معنی که آداب و تربیت دارد و هنر به آن مفهوم که زیباست.
 
هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه ی سر سبز آرامش خود را باز می یابد، در عین حال، به فکر فرو می رود. شاعر، احساس درونی خود را بیان می کند. نقاش با قلم و بوم خود تلاش می کند که دیگران را در شادی خود شریک کند.

گیاه شناس در پی گیاه مورد نظر در رده های خاصی می رود. زبان شناس می خواهد ریشه و سر چشمه ی نام گذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند. داروشناس در جستجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضی دان نحوه ی قرار گرفتن گل و گلبرگ ها یا اندازه و شکل ها را مورد مطالعه قرار می دهد. ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم به همه ی این جنبه ها توجه داشته باشیم.
”اشر“ نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت:

« وقتی که هوشمندانه با رمز و راز های دور و بر خود برخورد کردم و وقتی به تجزیه و تحلیل مشاهده های خود پرداختم، به ریاضیات رسیدم. من آموزش جدی در دانش ندیده ام ولی گمان می کنم بیش تر با یک ریاضی دان وجه مشترک داشته باشم تا با یک هنرمند. »

و ”رودن“ (1840- 1917 ) مجسمه ساز مشهور فرانسوی می گوید:

« من یک رویا پرداز نیستم ، بلکه یک ریاضی دانم . مجسمه های من تنها به خاطر این خوب اند که ساخته و پرداخته ی اندیشه ی ریاضی اند. »

    اگر این را بپذیریم که تصور و خیال، یکی از سرچشمه های اصلی آفرینش های هنری است، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که  در ریاضیات هم  دست کم عنصر های زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه ی اصلی کشف های ریاضی، همان تصور و خیال است.

به قول ولادیمیر ایلیچ نویسنده ی « دفاتر فلسفی »  تصور و خیال « حتی در ریاضیات هم لازم است، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال هم، بدون تصور و خیال، ممکن نبود.»

با هیچ نیرنگی، نمی توان از کشش انسان ها به سمت زیبایی ها جلوگیری کرد و آنچه زشت و نازیبا است را جانشین زیبایی ها کرد.

    در واقع تمامی عرصه ی ریاضیات، سرشار از زیبایی و هنر است.

آري برادر وخواهرم! بايد عاشق بود و به دنبال معشوق بي نهايت شتافت تا دنياي عاشقان رياضيات و نيز جهان آفرينش وآفريدگار را شناخت.

در آخر، بيت رياضي وار زیر از پروفسور هشترودی را تقديم عاشقان علوم بالاخص علم رياضي مي كنم.

              به انتگرال عشقت چون رسيدم بي نهايت شد

                                            كزين بهتر ندانستم ببخشايم، جسارت شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 16:35  توسط سعید علیخانی  | 

 

برنده جایزه آبل سال 2014

 

جایزه آبل امسال (2014) به یک ریاضیدان روسی "پروفسور یاکوف ج. سینای" Yakov G. Sinai  استاد دانشگاه پرینستون آمریکا، موسسه تحقیقاتی فیزیک لاندا و آکادمی علوم روسیه تعلق گرفت. این جایزه به خاطر کارهای اساسی او در سیستمهای دینامیکی، نظریه ارگودیک و ریاضی فیزیک به ایشان تعلق گرفت. سینای متولد 21 سپتامبر 1935 در مسکو روسیه است. در نیم قرن گذشته، سینای بالغ بر 250 مقاله و چند کتاب تالیف نموده است. او تا کنون استاد راهنمای بیش از 50 دانشجوی دکتری بوده است. او برنده بسیاری از جوایز معتبر بین المللی می باشد.

سینای، تاثیر زیادی بر ارتباط بین دنیای سیستمهای دینامیکی و دنیای سیستمهای آماری داشته است. جایزه آبل از طرف آکادمی علوم نروژ اهدا می شود و به کسانی تعلق می گیرد که کارهای ژرف و قابل تاثیری در علوم ریاضی انجام داده اند. این جایزه از سال 2003 به بعد داده شده است و برابر با پول نقد به ارزش حدود 800 هزار یورو و یا یک میلیون دلار آمریکا می باشد یادآوری می شود که سال قبل، پیر دلین (Pierre Deligne)  استاد بازنشسته مدرسه ریاضیات موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، به خاطر تحقیقات اساسی در هندسه جبری و تاثیر بسیار آنها در نظریه اعداد، نظریه نمایش و دیگر حوزه ها برنده جایزه آبل در سال 2013 شد. . برای اطلاعات بیشتر در مورد برنده امسال جایزه آبل به صفحه 10 خبرنامه انجمن ریاضی لندن، شماره 436، می2014 و لینک زیر مراجعه فرمایید.

www.abelprize.no/c61094/binfil/download.php?tid=61120                          

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم خرداد 1393ساعت 22:15  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام

 

خوشحالم به اطلاع برسانم که دانشگاه یزد در سی و هشتمین دوره مسابقات ریاضی انجمن ریاضی ایران موفق به کسب مدال نقره توسط آقای عباس جعفری شد:-) همچنین خانم نرگس توکلی نیز حائز رتبه برتر شد. از نظر تیمی دانشگاه یزد به رده 11 صعود کرده است. جا دارد ضمن تشکر از سرپرست تیم اقای دکتر جوانشیری، کمک سرپرست تیم آقای امیر گوهرشادی، دیگر اعضای محترم تیم و دیگر همکاران دانشکده، این موفقیت ارزشمند را به خانواده بزرگ دانشگاه یزد تبریک بگویم. با آرزوی توفیق بیشتر

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 12:17  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام


امروز (چهارشنبه 24 اردیبهشت 93) روز خوبی بود. دیشب دوستم آقای سعید شیخعلیشاهی بهم تلفن کرد و گفت که دکتر آرش رستگار (عضو هیات علمی دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف، دارنده دکتری ریاضی از دانشگاه پرینستون تحت راهنمایی اندرو وایلز در سن 24 سالگی، دارنده مدالهای نقره و برنز المپیاد جهانی ریاضی و .....) داره میاد یزد!! من هم شوکه شدم. چرا که دکتر داشت بدون هیچ هماهنگی قبلی میومد یزد! ماجرا از این قرار بود که همانطور که قبلا هم در این وبلاگ گفته ام ما روی پروژه ای به نام "شخصیت ریاضیات" با همکاری آقایان سعید شیخعلیشاهی و سعید سعادت کار می کنیم. این دو دوست ما حدود 10 روز قبل به دکتر رستگار مراجعه می کنند و ایشون را از این پروژه آگاه می سازند. خیلی جالبه که دکتر از این پروژه خیلی خوشش میاد و این میشه که میاد ببینه که مدارس و دانشگاههایی که در یزد این پروژه را اجرا کرده اند راضی بودند یانه؟! به هر حال روز خوبی را با دکتر داشتیم. ایشون شخصیت جالبی داره و یک فیلسوف تمام عیاره:-) دکتر الان یزد را به مقصد تهران ترک کرد. امید است که در فرصتی مناسب بتونم دکتر را به دانشکده دعوت کنیم و یک سخنرانی براش بذاریم. امید است ماحصل این پروژه برای آموزش ریاضی ایران مثمر ثمر باشه. :-)


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 21:17  توسط سعید علیخانی  | 


با سلام و عرض ادب و تبریک ولادت حضرت علی ع


به اطلاع می رساند، به حول و قوه الهی  دانشکده ریاضی دانشگاه یزد به مناسبت روز بزرگداشت خیام (28 اردیبهشت) که روز ملی ریاضیات نیز نامیده میشود، سمینار نیم روزه ای را تحت عنوان "سمینار نیم روزه نظریه گراف" برگزار خواهد نمود. سخنران ویژه این سمینار پروفسور ک.ام.کوه از دانشگاه ملی سنگاپور می باشد. عنوان سخنرانی ایشان به صورت زیر است:

Roman domination and its generalizations in graphs

  من هم از دیگر سخنرانان مراسم خواهم بود که عنوان آن به صورت زیر است:

"Real roots of some graph polynomials"

از تمامی علاقمندان برای شرکت در این سمینار دعوت به عمل می آید. زمان سمینار از ساعت 9:30 تا 12 روز یکشنبه 28 ارديبهشت ماه و مکان سمینار سالن 6 دانشکده ریاضی دانشگاه یزد می باشد برای اطلاعات بیشتر لینک زیر را  ملاحظه فرمایید.

سمينار نيم روزه نظريه گراف       


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 20:59  توسط سعید علیخانی  | 


با سلام


به قول یکی از دوستان، ماه اردیبهشت، عجب ماهی است! روزهای بزرگداشت سعدی در اول ماه و روز بزرگداشت فردوسی و خیام (روز ریاضی) در اواخر آن!! روز کارگر و معلم نیز در اواسط آن. البته من هم متولد 15 اردیبهشتم که به قول امیر خان گوهرشادی این روز "میانه‌ی بهار، روز شیراز، روز جهانی ماما، جشن بهاربد، سال‌روز پیام‌آوری زردشت، سالروز گشایش ساختمان نوی آرامگاه سعدی در شیراز، روز قتل ناصرالدین شاه قاجار، گاهنبار میدیوزرم و روز جهانی آزادی مطبوعات" نیز هست:-)


خیلی فکر کردم که واقعا بعد از پدر و مادر (و شاید برخی اوقات قبل از آنها)  چه کسی در زندگی ما آدمها بیشترین نقش رو داشته است؟! برای پیدا کردن جواب، ذهنم همش میره سراغ معلمین و اساتید عزیز.  من که  جدا شیفته این کلام مولا حضرت علی (ع) هستم که "من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا". به همین دلیل بد ندانستم ضمن تبریک روز معلم به تمامی بزرگوارانی که به من آموختند (حتی به یک نگاه)، تبریک بگویم و در زیر نامهای برخی از معلمین و اساتیدم را به پاس زحماتشان بیاورم و از همین جا بر دستانشان بوسه میزنم و یاد اساتیدی را که از دست داده ام گرامی میدارم و بر روحشان درود میفرستم:


برخی از معلمین دوره ابتدایی:

1- آقای اکبر علیخانی، معلم کلاس دوم ابتدایی دبستان خور  2- آقای سعادت، مدیر دبستان خور

3- آقای بشکوه، معلم کلاس پنجم دبستان در یاسوج

******************************************************************************

برخی از دبیران مقطع راهنمایی:

1- آقای غریبی، دبیر عربی کلاسهای اول و دوم راهنمایی، مدرسه راهنمایی شهید منتظری یاسوج

2- آقای ....، دبیر ریاضی کلاسهای اول و دوم راهنمایی، مدرسه راهنمایی شهید منتظری یاسوج

******************************************************************************

برخی از دبیران مقطع متوسطه:

1- آقای کربلاییان، دبیر ریاضی (جبر) سال اول دبیرستان، دبیرستان امام یزد

2- آقای وامق، دبیر مثلثات و هندسه، سال دوم دبیرستان، دبیرستان 17 شهریور یزد

3-آقای کاشفی، دبیر مثلثات

4- آقای سعادت، (که با پیکان زرد رنگش شناخته می شد و تپل بود:-)) دبیر جبر دوم و سوم دبیرستان

5- آقای شیر یزدی، دبیر فیزیک

6- آقای سلمانزاده، دبیر ریاضی جدید و جبر چهارم      7- آقای حسین ابویی، دبیر زبان انگلیسی سال چهارم

8-آقای میروکیلی، دبیر هندسه سال چهارم     9- آقای عقیلی، مدیر دبیرستان

10- آقای مطهری نیا، دبیر زبان و ادبیات فارسی

*******************************************************************************

برخی از اساتید مقطع کارشناسی

10- مرحوم دکتر نعمت، استاد مبانی ریاضی و ریاضی 1 دانشگاه یزد

11- استاد دکتر محمد حسن فاروقی، استاد دروس ریاضی 3، ریاضیات گسسته، آنالیز 2، آنالیز 3 و توابع مختلط

12-استاد دکتر یونس سهرابی، استاد دروس آنالیز 1، توپولوژی، آموزش ریاضی

13-استاد دکتر مالک، استاد درس معادلات دیفرانسیل

14-استاد پروفسور دواز: استاد درس نظریه اعداد

15- استاد دکتر مدرس مصدق: استاد درس جبر 1    16-استاد دکتر حسین صدیقی، استاد جبر 2

16- استاد پروفسور کرباسی، استاد درس برنامه سازی پیشرفته

17- استاد دکتر شاهزاده فاضلی، دروس مبانی کامپیوتر، آنالیز عددی 1 و مبانی هندسه

18- استاد دکتر ذاکرزاده، استاد دروس آمار 1و 2

******************************************************************************

اساتید مقطع فوق لیسانس (دانشگاه شیراز):

18- مرحوم پروفسور کریم صدیقی، استاد آنالیز حقیقی و آنالیز تابعی

19-مرحوم دکتر مسلم نیکفر   

20- پروفسور بهمن یوسفی، استاد آنالیز تابعی (بعد از فوت دکتر صدیقی) و استاد راهنمای ارشدم

21- دکتر حیدر زاهد زاهدانی، استاد درس آنالیز مختلط

22- پروفسور حبیب شریف، استاد جبر پیشرفته

23-دکتر مهدی حکیم هاشمی، استاد توپولوژی جبری 1و2

******************************************************************************

اساتید مقطع دکتری

24-پروفسور سعید اکبری (دانشگاه صنعتی شریف)، استاد مشاور دوره دکتری

25-پروفسور یی هاک پنگ (دانشگاه یو پی ام مالزی) دروس گراف، چند جمله ایهای گراف و استاد راهنما

26- پروفسور کامل آتان (دانشگاه پو پی ام)

27- پروفسور آدم کلیک من (دانشگاه یو پی ام)

*******************************************************************************

خداییش ببینید من چقدر خوشبختم و چقدر خدا منو دوست داشته که از این بزرگواران آموخته ام. با هرکدامشان دنیایی خاطره دارم و از هر کدامشان درسهای بزرگ علمی و زندگی آموخته ام(هرچند شاگرد خوبی نبوده ام البته تو 2۱ سال تحصیلم شاگرد اول و یا دوم بودما!!!:-)) . اگر گناه نبود می گفتم که "تمامی شما را می پرستم"

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 10:27  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام


همانطور که مستحضرید روز 28 اردیبهشت، روز خیام و روز ریاضیات نامیده می شود. بسیار خوشحالم که به اطلاع

برسانم به امید خدای متعال در این روز استاد سوپروایزر دوره دکتری من، آقای پروفسور Koh که از بزرگان نظریه گراف دنیا هستند از دانشگاه ملی سنگاپور به یزد می آیند و در آن روز به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت. عنوان سخنرانی ایشان به صورت زیر است:

Roman Domination and Its Generalizations in Graphs

احتمالا در صورتی که مشکلی نباشد من هم سخنرانی خواهم داشت.

امید است همکاران ارجمند و دانشجویان عزیز دکتری و ارشد از این برنامه استقبال نمایند.

یا علی                                       

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت 7:22  توسط سعید علیخانی  | 

سلام

یادم هست حدود 12 سال قبل که در دبیرخانه کشوری ریاضیات عضو بودم، گفتند که دختر خانمی که فکر کنم سال سوم دبیرستان رشته ریاضی از منطقه ای در شمال ایران بود، به اتفاق خانواده اومدند که فرمولی که مریم (اسم اون دختره) کشف کرده را ثبت کنند. برای همین دلیل، او و خانواده اش را به من ارجاع دادند. من هم گفتم که برو پا تخته، بگو ببینم چی کشف کردی؟! تا اونجایی که یادم هست ایشون یک روشی را برای ضرب عدد n رقمی در n رقمی پیدا کرده بود که به نظر درست می اومد و حتی برخی دبیران و اساتید شهرشون بهش گفته بودند که آره کشفه جالبیه!! من بعد از  فکر کردن، فهمیدم  اینکه از فلان قضیه نطریه اعداد به دست میاد. موندم چی بگم. آخه اولش که به باباش گفتم بعیده کشف موضوعی جدید باشه، نزدیک بود کتکم بزنه!!! و گفت همین شماهایید که استعداد و عمر جوانان را به هدر می دهید!! این شد که خیلی مودبانه گفتم، مریم خانم، من شما را تحسین می کنم و به خاطر این علاقمندی، میگم که بهتون جایزه ای بدن، اما راستش، روش شما تکراری است و معادل فلان روش در فلان منبع می باشد!! چشمتون روز بد نبینه، افتاد به گریه، باباشم که این صحنه رو دید، باز می خواست منو بزنه!!!!! بالاخره متقاعد شدند و با گرفتن یک جایزه! رفتند و من سالم از جلسه اومدم بیرون!!!

اینا رو گفتم که شبیه اینجور موارد کم نداشتم!! یک مورد هم داشتم که ادعا میکرد حدس گلدباخ رو حل کرده! اون پیش دانشگاهی بود.

 این شد که مجبور شدم بازم مقاله "نوابیغ" را در لینک زیر بگذارم تا انشا... خوانندگان بیشتری آنرا مطالعه کنند و اشاا... کمتر از این موارد را ببینیم. البته ناگفته نمونه، یکی از دلایل این ماجراها، بی انگیزگی  دبیران و نداشتن علاقه و مطالعه به روز آنها هم هست. خدا کند روزی بیاید که دبیران با عشق و علاقه تدریس و مطالعه کنند.

  ناگفته نمونه که من نمی گم دانش آموز نباید سراغ این مسائل برود، حرف این است که با نوشتن چند سطر ادعای اثبات مسائل مبارز طلب ریاضیات را نکنند.

پ ن:همگی دانش آموزان و معلمان ایران گل بوده و هستند و من حتی دوستانی را که ادعای حل مسائل بزرگ را دارند (و خود از اشتباهشان سر در نمی آورند)، راخدای ناکرده به تمسخر نگرفته و نخواهم گرفت. 

مقاله نوابيغ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 22:27  توسط سعید علیخانی  | 


دلنوشته ای مفصل به قلم یکی از ستاره های جامعه ریاضی ایران، استاد دکتر رجبعلی پور را به مناسبت درگذشت مرحوم استادباستانی پاریزی در ویژه نامه ای که در لینک زیر موجود است، خواندم و به جد لذت بردم. اگر علاقمند به مطالعه آن مقاله هستید، می توانید کل ویژه نامه را از لینک زیر دانلود نمایید. البته لازم است ذکر کنم برای دانلودش ممکن است به علت  سرعت  کند اینترنت کمی بیشتر از معمول صبور باشید


برایم بسیار جالب و خواندنی بود، هرگاه نظر استاد رجبعلی پور را در مورد مرحوم استاد حبیب یغمایی (شاعر شعر زاغ و روباه:-)) را خواندم و بسیار شادمان شدم و به همشهری بودن این استاد و شاعر با خانواده پدر و مادری ام پز دادم و از طرفی دلم گرفت چرا که می بینم هنوز بعضی ها از استاد بد می گویند:-( بهتر است اوقاتم را تلخ نکنم و بگذارم طعم شیرینی که از خواندن مقاله استاد دارم، بماند!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 8:36  توسط سعید علیخانی  | 

ارسال شده از دوستم دکتر علی دولتی


از دكتر محمود سريع القلم استاد علوم سياسي در دانشگاه شهيد بهشتي:


ميانگين مردم ايراني تقريبا در مورد همه چيز و همه كس اظهار نظر مي كنند؛ كه بعضاً با قاطعيت است؛
عبارات من نمي دانم، من اطلاع ندارم، من به اندازه كافي اطلاع ندارم، من مطمئن نيستم، من بايد سئوال كنم، من بايد فكر كنم، من شك دارم، من در اين باره مطالعه نكرد هام، من اين شخص را فقط يك بار ديد هام و نمي توانم در مورد او قضاوت كنم، من در مورد اين فرد اطلاعات كافي ندارم، اجازه دهيد من در اين رابطه سكوت كنم، فردا پس از مطمئن شدن به شما خبر مي دهم، هنوز اين مساله براي من پخته و سنجيده نيست و مشابه اين عبارات در ادبيات عمومي ما، بسيار ضعيف است. تصور كنيد اگر بسياري از ما اين گونه با هم تعامل كنيم، چقدر كار قوه قضائيه كم مي شود. چقدر زندگي ما اخلاق يتر مي شود و از منظر توسعه يافتگي چقدر جامعه تخصصي تر مي شود. در چنين شرايطي، خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه هسته اي، نظر راننده تاكسي را نخواهد پرسيد.
اقتصاد داني كه يك مقاله پزشكي را خوانده، خود درماني نخواهد كرد و شيميداني كه هر روز روزنام هها را مي خواند در مورد آينده اقتصاد ايران و وضعيت سياسي چين اظهار نظر نخواهد كرد؛ چه سكوتي برقرار مي شود! و همه به خود و مثبت و منفي برنامه هاي خود مي پردازند و كمتر سراغ سر در آوردن از كارهاي ديگران مي روند؛ غيبت كم مي شود و تهمت و توهين به حداقل مي رسد.. يك دليل اين كه توليد ناخالص داخلي آلمان بيش از دو برابر جمع توليد ناخالص داخلي 55 كشور مسلمان است، اين به خاطر تمركز مردم به كار و فعاليت و كوشش هاي فردي است.
اتفاقا چون بسياري از ما براي خود كم وقت میگذاريم و خود را كشف نمي كنيم، به بيرون از خودمان و توجه ديگران نيازمند مي شويم. به همين دليل، نمايش دادن در ميان ما بسيار جاري و قدرتمند است، چون در مورد خود نمي توانيم پنجاه صفحه بنويسيم، از انتقاد حتي انتقادي ملايم، خشمگين مي شويم، چون احساسي بار مي آييم و بنابر اين ضعيف هستيم، اعتماد به نفسمان كم است. عموما ظاهر خود را مي آراييم و در مخزن باطن ما، سه قفله باقي مي ماند. افراد ضعيف جامعه ضعيف را به ارمغان مي آورد. در برابر كم حرف زدن و كم قضاوت كردن، فكر و دقت قرارم يگيرد. ارزش هر انسان مساوي با مقدار زماني است كه براي فكر، كشف خود و خلاقيت اختصاص م يدهد. سكوت فراوان بهترين فرآورده كم قضاوت كردن است. در اين مسير، محتاج كتاب خواندن، گفت و گو و مناظره هستيم. با آگاهي و دانش مي توان انسان بهتري بود و به همين دليل، نيازمند آموزش هستيم. به اميد روزي كه تلويزيون كشور براي ارائه ديدگاه در 25 موضوع مختلف از يك نفر استفاده نكند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 10:49  توسط سعید علیخانی  | 

با سلام و ادب

همین جا فرصت را غنیمت شمرده و پیشاپیش عید نوروز و فرا رسیدن سال ۱۳۹۳ را به همه شما تبریک میگویم.

به اطلاع می رسانم که دهمین کنفرانس بین المللی ریاضی، آمار و کاربردهای آن از ۱۴ تا ۱۶ اکتبر سال ۲۰۱۴ در کوالا ترانگانو مالزی برگزار می گردد. من به عنوان عضو کمیته علمی این کنفرانس از اساتید و دانشجویان تحصیلات تکمیلی علاقمند، دعوت به شرکت و ارائه مقاله و پوستر در کنفرانس می کنم. اطلاعات بیشتر و جامع تر را از دو سایت زیر بیابید:

کنفرانس

سایت کنفرانس بین المللی مالزی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 10:43  توسط سعید علیخانی  | 

به نقل از وبلاگ قیل و قال علم

 هشدار افت کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاه‌های کشور

تعداد دانشجویان و مقالات علمی در سال­های اخیر رشد کمّی چشم‌گیری داشته‌ است. اکنون این سؤال در محافل علمی و دانشگاهی مطرح می­شود که اندازه‌گیری توسعه و پیشرفت علمی صرفاً با این معیارهای کمّی چه نسبتی دارد؟ یکی از وظایف اصلی فرهنگستان علوم تبیین جایگاه علم و  فناوری کشور و رصد و پایش روند حرکت، تحول و پیشرفت آموزش و پژوهش کشور و هشدار در صورت مشاهدۀ کاستی ها در این رابطه است.

علوم، به‌ویژه علوم پایه، مشتمل بر ریاضی و فیزیک، نیروی پیشران بسیاری از تحولات اجتماعی در سده‌های اخیر بوده ‌اند. تاثیر اجتماعی علوم پایه در دو وجه نمود بیشتری داشته است: تاثیر بر دیدگاه و نحوۀ تحلیل و استدلال افراد جامعه و تولید فناوری‌های نو. این دو نقشی اساسی در حرکت جوامع بشری به سوی جوامع مرفه و پیشرفته داشته ‌اند. از این‌رو ملاک ارزیابی توسعه و پیشرفت علمی، تولید و استفاده از علم نافع است. علم نافع آن است که سه هدف اصلی توسعه علمی را، یعنی، رسیدن به مرزهای دانش، به‌کارگیری در ارتقای فناوری و تربیت نیروهای ماهر، تامین کند. متاسفانه در سال‌های اخیر دیدگاه‌های کمّی‌نگر به ارزیابی علمی- هم در آموزش و هم در پژوهش- غلبه و نمود چشم‌گیری داشته اند. اما نیل به  سه هدف توسعه بدون توجه به کیفیت آموزش و پژوهش و رعایت استانداردهای جهانی محقق نخواهد شد. دیدگاه مبتنی بر توسعۀ کمّی و نادیده انگاشتن کیفیت صرفاً به انباشت نیروهایی ناتوان می‌انجامد که طبعاً نمی‌توانند در توسعه و پیشرفت کشور نقش موثری داشته باشند.

     در دیدگاه کمّی‌نگر برای ارزیابی پژوهش، پیشرفت علمی صرفاً بر اساس تعداد مقالاتی که در مجلات ISI یا ISC   به چاپ رسیده اند سنجیده می‌شود.  مطابق بررسی‌های علمی و دقیق انجام شده از طرف سازمان‌های معتبر جهانی پایش علوم، که بارها مورد استناد مسئولین کشور نیز قرار گرفته‌ اند، ایران از این منظر و به لحاظ کمّی در منطقه اول است. علاوه بر شاخص تعداد مقالات، معیارهای آماری سنجش کیفیت پژوهش نیز سال­ها است که کمّی شده اند و در همان بررسی‌های سازمان‌های معتبر نیز اندازه‌گیری و در انتشارات آنها درج می‌شوند، که البته کمتر مورد اشاره مسئولین کشور قرار می‌گیرند. یکی از این معیارها ضریب استناد و ارجاع به مقالات است، که متاسفانه برای مقالاتی که از ایران به چاپ رسیده‌ اند بسیار پایین است. انتشار مقالات با کیفیت نازل در رسیدن به سه هدف توسعه علمی کمکی نمی کند و صرفاً منجر به اتلاف سرمایه و استعدادها خواهد شد.

     در بُعد آموزش دانشگاهی نیز نظام‌های متعددی از جمله دانشگاه‌های دولتی وابسته به وزرات علوم، دانشگاه‌های دولتی وابسته به سایر نهادها و وزارت‌خانه‌ها، مانند دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه‌های آزاد اسلامی، پیام نور، فراگیر و غیر انتفاعی، در کشور وجود دارند، که هر کدام باید رسالت و جایگاه خود را داشته باشند و در مسیر مناسب خود حرکت کنند. خلط جایگاه و رسالت این دانشگاه‌ها به کیفیت آموزش و پژوهش در نظام دانشگاهی صدمۀ جدی وارد کرده و می‌کند. رسالت دانشگاه‌های برتر تربیت پژوهشگران نخبه برای رسیدن به سه هدف پیش گفته است. رسالت بعضی از دانشگاه‌ها صرفاً تربیت نیروهای باسواد به معنی عرفی است و دانشگاه‌های تخصصی تربیت کارشناسان مورد نیاز سازمان‌های متبوع را بر عهده دارند. رسیدن به کیفیت مطلوب در آموزش، که البته لازمۀ ارتقا در کیفیت پژوهش است، حمایت ویژۀ مالی از دانشگاه‌های برتر و خودداری آنها از پذیرش دانشجوی پولی را طلب می­کند و در عین حال اعطای استقلال داخلی به آنها ضروری است.

      در بحث کیفیت آموزش و پژوهش دانشگاهی دو نکته باید مورد توجه ویژه قرار گیرد: (1) راه‌اندازی دوره‌های تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌ها باید با اعمال جدی و دقیق ضوابط موجود انجام پذیرد؛ هرچند که خود این ضوابط نیز به نوبه خود باید با مشورت با دانشگاهیان بازبینی و اصلاح شوند. (2) اعضای هیات علمی و در مرحلۀ  بعد دانشجویان تحصیلات تکمیلی، به ویژه دانشجویان دکتری، محور اصلی پیشبرد کارهای پژوهشی  دانشگاه‌ها و پایش کیفیت آن هستند و لذا در جذب اعضای هیات علمی و دانشجویان دکتری توجه به کیفیت و توانایی علمی افراد باید در اولویت اول قرار گیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 20:25  توسط سعید علیخانی  |